حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٠ - نگاهي نو به فضيلت اعتکاف از ديدگاه قرآن و اهلبيت

ركوع و سجود؛ حال اگر مراد از «عاكفين»، اهالي مكه باشد، «اهل مكه بودن» عبادت نيست؛ لذا اين عنوان از سياق آيه خارج مي‌شود، در حالي كه خروج از سياق، نيازمند دليل است.

ممكن است اشكال شود كه به طور معمول، اهالي مكه به زائران بيت‌الله خدمت كرده و با حضورشان در مكّه، بلدالحرام را رونق و آباداني مي‌بخشند؛ از این رو، بُعدي ندارد كه نام ايشان در كنار طواف‌كنندگان ذكر شود و با اين بيان، سياق هم حفظ شده است. در آية ٢٥ سوره «حج» نيز مراد از «عاكف»، اهالي مكه است و اين، خود دليل يا حداقل مؤيد به شمار آید. در پاسخ به اين بيان و استدلال به آية ٢٥ سوره «حج» بايد گفت كه خدمت به زائران بيت‌الله به شرطي كه با قصد قربت باشد، عبادت است، اما عباديت اين عبادت مترتب بر اهل مكه بودن نيست، بلكه متوقف بر خدمت به زائران با قصد قربت است كه در اين‌جا آيه مي‌توانست از تعبيرات ديگري مثل «والخادمين» استفاده كند. در آية ٢٥ سوره «حج» هم قرينه معيّنه وجود دارد كه مراد از «العاكف» اهالي مكه هستند و آن قرينه، مقابلة «العاكف»» با «الباد» در ادامة آيه است كه دومي به معناي باديه‌نشينان و اولي به معناي اهالي مكه است.

وجود عمل عبادي اعتكاف در اديان گذشته و دين حضرت‌ابراهيم ٧ و ذكر اين واژه در كنار طواف، ركوع و سجود، موجب مي‌شود كه اعتكاف به معناي اصطلاحي متبادر به ذهن شود و تبادر، حداقل، ظن‌آور بوده و در كنار ساير ظنون و ادله، حجت را شكل مي‌دهد.[٣٦٨] اين تبادر با بررسي سياق آيه تقويت مي‌شود، زيرا خداوند در خطاب به ابراهيم و اسماعيل ٨ مي‌فرمايد: «خانة مرا براي طواف‌كنندگان، اعتكاف‌كنندگان، رکوع کنندگان و سجده‌گذاران پاكيزه كنيد». سخن بر سر پاكيزه‌كردن بيت‌الله است، يعني مسجد‌الحرام و نه حرم‌الله يعني شهر مكه. نكتة ديگر، ذكر «عاكفين» در كنار طواف‌كنندگان، ركوع‌كنندگان و سجده‌كنندگان است كه سه عمل اخير جزو اعمال مسجد‌الحرام بوده و ركوع و سجده‌، نماد عبادت و نماز است؛ بنابراين «عكوف» هم بايد جزو اعمال مسجد‌الحرام باشد تا تناسب با سياق حفظ شود.


[٣٦٨]. ر.ک: مبنای تبادر و تراکم ظنون در کتب اصول فقه، مثل: فوائد‌الاصول، ج٣، ص٢٠١؛ هدایة‌المسترشدین، ج١، ص٢٢٦ و ج٣، ص٤٥١؛ مباحث‌الاصول، ج١، ص٨٢.