حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٢ - عقیق اندر یمن (بازیابی احادیث کتابهای مفقود امامیه در کتاب المحیط )
لأنّه لایؤمن علیهم العدول عن الصلاح إلی مایستحقّ به الأدب؛ قال[٢٢٤] و في إجماع المسلمین علی أنّ الإمام لایحتاج إلی الإمام دلیل علی عصمته.[٢٢٥] [٢٢٦]
از دیگر منقولات المحیط استدلالی است که در جزء اول کتاب (صفحه ١٠١)، از ابنراوندی[٢٢٧] در زمینه لزوم وجود امام معصوم ٧ گزارش کرده است. سخن المحیط به این شرح است:
استدلّ ابنالراوندي فقال: قد کلّف اللّه تکلیفاً عقلیّاً و تکلیفاً سمعیاً فکما لمیکن بدّ من حجة عقل في التکلیف العقلي فکذلک لابدّ من حجّة سمعیة مع التکلیف السمعي؛ قال: والقرآن فلایعبّر عن نفسه فلا بدّ من معبّر یبیّن [٢٢٨] ما أراد الله سبحانه به و لیس في السنن بیان جمیعه فلابدّ من معبّر یؤمن خطؤه و تعمده الباطل؛ قال: و لیس لهم أنیقولوا بأنّ المراد یدلّ علی المراد به لوجداننا المفسرین مختلفین في تفسیره و کلّ واحد منهم صائر إلی السابق إلی ظنه و لا... [٢٢٩]عنده من غیردلیل قاطع مع علمنا باشتراک کثیر من الفاظ القرآن في اللغة و احتمالها.
نویسنده المحیط سپس بلافاصله میافزاید:
شریف مرتضی این شبهه را آورده و افزوده است: لو کان في السنن بیان جمیع ما في القرآن من الجمل لما[٢٣٠] کان جمیعه منقولاً بالتواتر و ما ینقل بالتواتر لایوثق بأن المتواترین نقلوا جمیعه.[٢٣١]
بدینسان المحیط بر اساس سخن ابنراوندی و سید مرتضی به همه امامیه نسبت میدهد که ایشان قائلند: «تفسیر قرآن جز از راه بیان معصوم ٧ دانسته
[٢٢٤] . جمله پس از «قال» دنباله عبارت الإیضاح است.
[٢٢٥] . المحیط، جزء اول، ص ٩٧.
[٢٢٦] . شیخ مفید همین استدلال را با عباراتی نزدیک به آنچه در اینجا آمده است، برای ابطال خلافت خلیفه اول نیز به کار میبرد (ر.ک: الفصولالمختارة، ص ٢٥ ــ ٢٦). برای عبارت دیگری از الایضاح که حاکم جشمی آنرا در جلاء الأبصار گزارش کرده است ر. ک: فصلنامه علوم حدیث، «معرفی جلاءالأبصار فی متونالأخبار»، ش٢١، ص١٣١.
[٢٢٧] . ابوالحسین احمد بن یحیی معروف به ابنراوندی از متکلمان مشهور سده سوم بوده است. اندیشههای وی در آغاز حیات علمیاش در چارچوب کلی دیدگاههای متکلمان معتزلی جای میگرفت و حتی برخی نظریات وی در موضوع امامت به دیدگاه امامیه نزدیک مینمود، ولی در دورههای اخیر حیات خود به کفر و الحاد گروید. برای بررسی تفصیلی زندگی و اندیشهها و آثار وی ر. ک: تاریخ علم کلام، ص ٢٢٨ ــ ٢٣٥.
[٢٢٨] . این کلمه اندکی ناخوانا مینمود ولی بیگمان باید «یبیّن» یا کلمهای به همین معنا باشد.
[٢٢٩] . به اندازه یک کلمه ناخواناست.
[٢٣٠] . در نسخه چنین است، ولی با توجه به سیاق کلام باید «لکان» صحیح باشد.
[٢٣١] . برای استفاده از شبیه این استدلال از سوی سید مرتضی ر. ک: الشافي، ج ١،ص ١٠٢و ١٣٨ ــ ١٣٩.