حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٨ - گونهپژوهی پژوهشهای فقهالحدیثی خاورشناسان

روايت: «أنّ الله يبعث لهذه الامة علي رأس كل مأئة سنة من يجدد لها امر دينها[٥٦]» پرداخته است در اين روايت، از مجددان مسلمان با عنوان اصلاح‌گران و احياگران ديني امت اسلامي ياد شده است. نويسنده در تحليل فقه‌الحديثي روايت مجدد، به يافتن پاسخي مناسب براي پرسش‌هاي ذيل متمركز شده است: راز تجديد حيات ديني اسلام چيست؟ تجديد حيات ديني چگونه و از طريق چه فرآيندي شكل مي‌گيرد؟ پذيرش تجديد حيات ديني، مستلزم نوعي كاستي در هدايت اسلامي نيست؟ بخش ديگري از مقاله نگاه منبع‌شناختي به ابوابي همانند «باب ملاحم» و «باب الفتن» دارد كه حديث تجديد در آن‌ها گزارش شده است. از محورهاي اصلي مقاله مي‌توان به: روايت تجديد «...من يجدد لها...» در منابع حديثي، بازشناسي مفهوم «تجديد» در روايت، آرای خاورشناسان و شارحان اسلامي در تفسير حديث تجديد، مجددان امت اسلام همانند عمر بن عبدالعزيز، شافعي و...، تجديد حيات ديني در برخي از كشورهاي اسلامي و پيوند مجددان با شافعيسم اشاره كرد.

پتريشا كرونه[٥٧]در مقاله «درنگي در نقل يك روايت سنّي«...و لو كان عبداً حبشياً»[٥٨]» به تحليل اين روايت در بيان عدم اشتراط نژاد و قبيلة خاص در انتخاب شخص خليفه از اصول انديشه سياسي فرقة خوارج، پرداخته است. خوارج بر پاية همين اصل، انحصار انتخاب خليفة از ميان قريشيان يا هاشميان، و هم‌چنين صلاحيت نسلي و تباري را براي شخص خليفه، قبول نداشتند. محور اصلي مقالة حاضر، بررسي مستند تاريخي و روايي اين اصل در نگرة سياسي خوارج است. خوارج در تبيين چرايي الزام اطاعت از خليفه، بر اين باورند كه انتخاب مسلمانان به خلافت فرد منتخب، اعتبار مي‌بخشد و در پرتو اين انتخاب، مردم بايد از دستورات خليفه اطاعت كنند، هر چند خليفه برده‌ای حبشي باشد. تعبير«بردة حبشي» در اين تعليل، كنايه از عدم اشتراط نژاد و قبيلة خاص در تبار و دودمان خليفه است. اين نگرة خوارج، در درون خود، با نگرة نص‌گرايي اسلامي در مسئله خلافت در تضاد است؛ مستند نص‌گرايان روايات منقول


[٥٦]. سنن ابو داوود, كتاب الملاحم, ج٤, ص١٥٦.

[٥٧]. Patricia Crone .

پژوهشگر و استاد دانشگاه. حوزه مطالعاتي وي تاريخ اسلام و مطالعات تطبيقي اسلام, يهود و مسحيت است. از آثار معروف وي ميتوان به كتاب Hagarism: The Making of the Islamic Worldاشاره كرد.

BSOAS,Vo٥٧, pp ٥٩- ٦٧[٥٨].