حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨١ - استثنای ابنوليد و تأثير آن در اعتبار بصائرالدرجات

مثل ابن‌ولید قمي، كه شاگرد مهم صفّار بوده، بصائر را روايت نمي‌كرده و حتي اجازة نقل روايت‌كردن آن را نمي‌داده است. و اين خود بحثي مسئله‌ساز براي اين كتاب شده است، چراكه ابن‌ولید مشي رجالي و اعتقاد ويژه‌اي درباره عقايد و احاديث غُلات داشته و در مواردي كتب برخي مشايخ حديث و يا نقل روايت برخي راويان را[١٦٣] قبول نكرده و آن‌ها را استثنا مي‌کرده است؛ بنابراین در مورد بصائر نیز چنين است كه وي احاديث اين كتاب را نمي‌پسنديده و لذا كتاب استادش را روايت نمي‌كرده است.

معناي استثنا نزد ابن‌ولید:

دربارة اشكال مزبور پاسخ‌هاي گوناگوني ارائه شده است، ولي عمدة اشتباه و اشكال در اين مسئله به مفهوم استثنا برمي‌گردد؛ اين‌كه استثنا از نگاه ابن‌ولید چه معنايي دارد؟ آيا استثنا يعني سلب و حذف كلي و صد در صد؟ و آيا مستثني هميشه داخل در مستثني‌منه است و يا اين‌گونه نيست؟

بررسي تطبيقي در استثنائات ابن‌ولید اين حقيقت را آشكار مي‌سازد كه مفهوم استثنا در نگاه ابن‌ولید، به‌معنای سلب كلي و صد در صد نيست و از ديدگاه او استثنا به معناي توقف و امري همراه با احتياط است، نه حُكم نمودن به نفي و نادرستي. اثبات اين مدعا به مقدماتي نياز دارد:

اول: مفهوم استثنا دارای دو جنبة اثبات و نفي است؛ بدين معنا كه هر آنچه در مورد راويان و يا كتب ايشان استثنا نشود، قابل قبول و پذيرش است.

دوم: در نگاه ابن‌ولید، حتی راویان ضعیف نیز روايات قابل پذيرش دارند، به غير از


[١٦٣]. مانند نقل روايات محمّد بن احمد بن يحيي از برخي راويانِ به‌خصوص، همچون ابوعبدالله رازي جاموراني يا محمّد بن علي ابوسمينه و ... و يا منفردات محمّد بن عيسي بن عبيد كه آن را قبول نكرده و استثناء مي‌كند. تعبير نجاشي چنين است: «و كان محمد بن الحسن بن الوليد يستثنى من رواية محمد بن أحمد بن يحيى ما رواه عن محمد بن موسى الهمداني ، أو ما رواه عن رجل ، أو يقول بعض أصحابنا ، أو عن محمد بن يحيى المعاذي ، أو عن أبي‌عبدالله الرازي الجاموراني، أو عن أبي‌عبدالله السياري ، أو عن يوسف بن السخت، أو عن وهب بن منبه، أو عن أبي علي النيشابوري(النيسابوري)، أو عن أبي‌يحيى الواسطي، أو عن محمد بن علي أبي سمينة، أو يقول في حديث، أو كتاب و لم‌أروه، أو عن سهل بن زياد الادمي، أو عن محمد بن عيسى بن عبيد باسناد منقطع، أو عن أحمد بن هلال، أو محمد بن علي الهمداني، أو عبدالله بن محمد الشامي، أو عبدالله بن أحمد الرازي، أو أحمد بن الحسين بن سعيد، أو أحمد بن بشير الرقي أو عن محمد بن هارون، أو عن مموية بن معروف ، أو عن محمد بن عبدالله بن مهران، أو ماينفرد (يتفرد) به الحسن بن الحسين اللؤلؤي و مايرويه عن جعفر بن محمد بن مالك، أو يوسف بن الحارث، أو عبدالله بن محمد الدمشقي» (رجال‌النجاشی، ص ٣٤٨)