حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٤ - عقیق اندر یمن (بازیابی احادیث کتابهای مفقود امامیه در کتاب المحیط )
نشان دهد که روایات مورد نظر شیعه، شروط تواتر را ندارند. [٢٣٨]وی مدعی است که تواتر نص بر هر امام از سوی امام قبل در صدر اول، یعنی از دوران حیات امام علی ٧ تا حیات امام سجاد ٧وجود نداشته است و شیعه در روزگاران یادشده برای اثبات امامت امیرالمؤمنین ٧به احادیثی مانند خبر منزلت، حدیث غدیر و مانند آن استناد میکرده است وی از اینجا به بعد این گونه مینگارد:
و إنما حدث القول الذي ذهبتم إلیه و قوي ظهوره في أیام بعض خلفاء بنيالعباس لغرض له في ذلک و قد قیل إنّ هشاماً ... [٢٣٩] إلی ذلک و ما کان یظهر و إنما تجاسر علی إظهاره بن (کذا) الراوندي [٢٤٠] مع أنّ مذهبهما و اعتقادهما في أصول الدین معروف؛ أمّا ابنالراوندي ( / الریوندي) فلایشکّ أحد في کفره و إلحاده و إنّه صنّف کتاب الدامغ و الزمرّد و قصب الذهب و غیر ذلک في نصرة المذاهب الفاسدة و أمّا هشام بن الحکم فقوله في التشبیه ظاهر لایلتبس علی أحد و قد ذکر الحسن بن موسی النوبختي و هو من شیوخ الشیعة في کتاب الآراء و الدیانات في « باب قول المشبّهین و الموحّدین: و قال هشام « إنّ الله جسم لا کالأجسام» و هذا ماأجمع هشام بن الحکم و أصحابه علیه إلبا ما ادّعی إلیه بن (کذا) الراوندي في کتابه الذي احتجّ لمذهب هشام في الجسم فإنّه یزعم أنّ الله یشبه الخلق من وجه دون وجه؛ قال الحسن بن موسی: فالذي صحّ عندي من قول هشام بعد ذلک عمّن ألقه من أصحابه أنّه کان یزعم أنّ الله عزّ و جلّ بعد حدوث الأماکن في مکان دون مکان و أنّه یجوز أنیتحرّک و حکی ابوعیسی الورّاق في کتابه علی المشبّهة عن کثیر من مخالفي هشام أنّه کان یزعم أنّ القدیم علی هیئة السبیکة[٢٤١] و حکی بعضهم أنه سبعة اشبار[٢٤٢] و حکوا عنه غیر ذلک و ما رأی [٢٤٣] أحد من أصحاب هشام یدفعونه عنه نعوذ بالله من کلّ قول یؤدّي إلی هذا أو یقاربه ثمّ قال الحسن في آخر الکتاب: احتجّ بعض اصحاب هشام بن الحکم في قوله:
[٢٣٨] . المحیط، جزء دوم، ص ١٧.
[٢٣٩] . در اینجا به مقدار یک کلمه خوانده نشد، ولی با توجه به دنباله سخن باید کلمهای به معنای عدم تصریح به مطلبی و پنهان داشتن آن باشد.
[٢٤٠] . کلمه موجود در نسخه «الریوندی» هم خوانده میشود.
[٢٤١] . در نسخه ما «الشبکة» آمده است که نادرست است، ر. ک: التبصیر فيالدین، ص ٣٤؛ شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج ٣، ص ٢٢٣.
[٢٤٢] . در نسخه ما «اشیا» آمده که اشتباه است، ر. ک: اصولالدین، ص ٧٣، ابکارالافکار، ص٥٨.
[٢٤٣] . ظاهراً ضمیر فاعل به ابوعیسی وراق بازمیگردد، یعنی نوبختی میگوید که وراق گفته است: که کسی از اصحاب هشام را ندیده است که نسبت این سخنان به او را نفی و رد کنند. احتمال دیگری هم هست که شاید ضعیف باشد و آن اینکه این سخن از نویسنده المحیط باشد و مرادش آن است که نوبختی میگوید: کسی از اصحاب هشام را ندیده است که ...