حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٥ - عقیق اندر یمن (بازیابی احادیث کتابهای مفقود امامیه در کتاب المحیط )

«إنّ الله تعالی نور» بأن قال: لایخلو إذا کان جسماً من أن یکون نوراً أو ظلمة و الظلمة مکروهة و النور محبوب حسن؛ قال الحسن: و لقد سمعت رئیساً من رؤساء الثنویة یقول: ما أقلّ ما بیننا و بین هشام بن الحکم من الخلاف، فإنّه یقول إنّ الله جسم و نحن نقول ذلک و یقول یتحرک و نحن نقول ذلک و یقول إنّ الله تعالی نور و نحن نقول ذلک قال الحسن: نعوذ بالله من کلّ قول یؤدّي إلی هذا أو یقاربه [٢٤٤]ثمّ ذکر الحسن في باب وصف الله تعالی بالرؤیة فقال: زعم هشام بن الحکم و اصحابه و هشام بن سالم و من قال بقوله من المشبّهة بأجمعها: إنّ الله تعالی یری بالأبصار في الأخرة ثمّ ذکر الحسن في «الکلام في النهایة» فقال: زعم (فزعم / و زعم)[٢٤٥] هشام بن الحکم و من قال بقوله إنّه متناهي[٢٤٦] الذات، ثمّ ذکر الحسن في آخر الباب استدلال هشام في التناهي بأن قال: لمّا ثبت أنّ الله ... [٢٤٧] جسم لم‌یخل أن‌یکون لانهایة له أو یکون متناهیاً و لو کان لا نهایة له لم‌یکن للأجسام وجود و معلوم أنّ هذا ینبئ عمّا ( ؟) [٢٤٨] أنّه جسم علی الحقیقة لا أنّه سُمّي جسماً ثمّ حکی الحسن في باب العلم و القدرة فقال: و قال هشام بن الحکم و من قال بقوله إنّ ...[٢٤٩] إنّ الله لم‌یزل عالماً قادراً محیط(کذا) و أنّ الله تعالی یوصف بالعلم و القدرة بعد أن لم‌یوصف بهما و قال في باب وصف الله عزّ و جلّ بالمکان و الحرکة: و قال هشام بن الحکم و علي بن منصور و علي بن اسماعیل بن هیثم (کذا) [٢٥٠] و یونس بن عبدالرحمن مولی آل‌یقطین و هشام بن سالم الجوالیقي و الحشویّي و جماعة المشبهة إنّ الله تعالی في مکان دون مکان فإنّه (کذا)[٢٥١] یتحرّک و ینتقل[٢٥٢] .[٢٥٣]


[٢٤٤] . بخش‌هایی از سخن نوبختی درباره هشام و اعتقادات او را حاکم جشمی، عالم معاصر نویسنده المحیط نیز در جلاء‌الابصار به نقل از کتاب نوبختی گزارش کرده است؛ ر. ک: فصلنامه علوم حدیث، «معرفی جلاء الأبصار فی متون الأخبار»، ش ٢١، ص ١٣٠ ــ ١٣١، که اطلاعات مهم دیگری در همین باره ارائه کرده است.

[٢٤٥] . واژه موجود در نسخه به این دو گونه نیز نزدیک بود.

[٢٤٦] . در نسخه به شکل «متنالهی لذات» آمده است که اشتباه می‌نماید؛ ر. ک: شرح نهج‌البلاغة ابن ابی الحدید، ج ٣، ص ٢٣٦.

[٢٤٧] . به مقدار یک کلمه در نسخه محو شده است، ولی به گمان بسیار عبارتی نزدیک به «تعالی» یا وصفی برای لفظ جلاله باید باشد.

[٢٤٨] . کلمه «ینبئ عمّا» در نسخه واضح نیست و «یُبنی علی» هم محتمل است، ولی به هر حال به نظر می‌رسد کلمه‌ای به معنای «نشان‌دهنده» یا «مبنی است بر» و مانند آن باشد.

[٢٤٩] . به مقدار یک کلمه خوانده نشد.

[٢٥٠] . صحیح «‌میثم» است. درباره وی که از متکلمان مشهور امامیه بوده است ر. ک: رجالالنجاشی، ص ٢٥١؛ مکتب در فرایند تکامل، ص ٢٠٩ و پاورقی‌های این منبع.

[٢٥١] . «و إنّه» صحیح است. هم‌چنان‌که در الشافی، ج ٣، ص ٢٨١ چنین است.

[٢٥٢] . آن‌چه وی از این باب اخیر یعنی «باب وصف الله عزّ و جلّ بالمکان و الحرکة‌» گزارش کرده است، علاوه بر دیدگاه هشام دربردارنده دیدگاه‌های منسوب به برخی دیگر از متکلمان دیگر شیعه نیز هست. این گزارش اکنون در رسائل‌ الشریف المرتضی، ج ٣، ص ٢٨١ از عبارت «و قال هشام» تا «ینتقل» بدون اشاره به کتاب الآراء و الدیانات دیده می‌شود.

[٢٥٣] . المحیط، جزء دوم، ص ١٧ ــ ١٨. نیز یادآوری کنیم که در این‌جا در مقام آن نیستیم که درباره میزان صحت انتساب این اعتقادات به هشام گفتوگو کنیم. در این باره می‌توان به نوشته‌های برخی دانشمندان معاصر مراجعه کرد. برای نمونه: ر. ک: مجله تراثنا، مقولة جسم لا كالأجسام، ش١٩، ص ٧ به بعد.