حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٧ - عقیق اندر یمن (بازیابی احادیث کتابهای مفقود امامیه در کتاب المحیط )
نتیجه میگیرند که: «ثبت عندنا غیبة الإمام» و میافزایند: «و في ثبوت هذه الجملة نسبه و ثبوت ولادته و ثبوت غیبته و ثبوت عصمته».[٢٥٧]
اما به نوشته وی، محدثان امامی از راه دیگری وارد شده و در موضوع غیبت به روایات استناد میکنند.[٢٥٨]
ب) فواید کتابشناختی
از دیگر منقولات قابل توجه المحیط از منابع کهن امامی، گزارشهای وی از کتاب نسب آلأبيطالب نوشته یحیی بن حسن العلوی است. [٢٥٩]وی از اصحاب امام رضا ٧ بوده و نجاشی وی را اینگونه توصیف میکند: « عالم فاضل صدوق»[٢٦٠]. در اینجا برخی از منقولات المحیط را از این کتاب گزارش میکنیم. موارد دیگر را میتوان از طریق مختصرالمحیط که یحیی سالم عزان فراهم آورده و پیشتر ذکرش رفت، به دست آورد. در جزء اول المحیط، (صفحه ١٣٤) روایت زیر از وی گزارش شده است:
روی یحیی بن الحسن العقیقي في کتاب النسب بإسناده عن أنس بن مالک قال: خطبنا رسولالله ٩ و عیناه تذفران (کذا) [٢٦١]الدموع فقال: أخذ جعفر الرایة فقاتل حتی قتل ثمّ أخذها زید فقتل ثمّ أخذها عبدالله بن رواحة فقتل ثمّ أخذها خالد بن الولید عن غیر إمرة [٢٦٢] ففتح الله علیه فما یسرهم أنهم عندنا و ما یسرنا أننا عندهم.[٢٦٣]
[٢٥٧] .برای استدلالی بسیار نزدیک به آنچه در اینجا از قول سید مرتضی و متکلمان امامی آمده است ر. ک: الشافی، ج ٣، ص١٤٦ ــ ١٤٨. نیز ر. ک: ( الغیبة شیخ طوسی)، ص ٣ ــ ٤؛ مکتب در فرایند تکامل، ص ٢٢٩.
[٢٥٨] . المحیط، ج ٢، ص ٣٧. البته گفتنی است، سید مرتضی در الشافی، ج ٣، ص ١٤٥ ــ ١٤٨ از هر دو راه نقلی و عقلی یاد می کند و هر دو را میگسترد؛ هر چند در صفحه ١٤٨ تصریح میکند که راه متکلمان مطمئنتر است: « و هذه الطريقة إذا سلكت في إمامة صاحب زماننا هذا عليه السلام كانت أوضح من غيرها و أحسم لكلّ شبهة».
[٢٥٩] . درباره این کتاب ر. ک: رجال النجاشي، ص ٤٤٢؛ الذریعة، ج ٢٤، ص ١٣٥.
[٢٦٠] . رجال النجاشي، ص ٤٤١.
[٢٦١] . در نسخه «تذفران» است، ولی روشن است که تُذرّفان صحیح است؛ ذرّفت العین دمعَها : صبّته (المعجم الوسیط، ص ٣١١).
[٢٦٢] . ظاهراً مراد آن است که بدون آنکه حکم فرماندهی او پیشتر از سوی رسول اکرم ٩ صادر شده باشد.
[٢٦٣] . برای منابع دیگر که گاه با تغییراتی این روایت را از انس آوردهاند ر. ک: صحیح البخاری، ج ٢، ص ٧٢ و ج ٣، ص ٢٠٣؛ مسند ابییعلی، ج ٧، ص٢٠١ و ٢٠٢. در یکی از دو نقل ابو یعلی درباره خالد دارد که: «ثم أخذ الراية بعد سيف من سيوف الله خالد بن الوليد»، همانگونه که در نقل صحیح بخاری، ج ٤، ص ٢١٨ و ج ٥، ص ٨٧ چنین است. در منابع عامه، مانند چند منبع یادشده، معمولاً ترتیب فرماندهانی که به امر نبوی پرچم را به دست گرفتهاند، به این شکل است: نخست زید بن حارثه و سپس جعفر بن ابیطالب ; و پس از ایشان عبدالله بن رواحه؛ نکتهای که نویسنده المحیط به آن توجه داده و تلاش کرده است تا با گزارش این روایت از یک منبع شیعی، تحریف منابع عامه را بنمایاند. در شرحالاخبار ،ج ٣، ص ٢٠٦ نیز ترتیب فرماندهان مطابق نقل المحیط است.