حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٤
iii. سیره پزشکی معصومان:
١. پیامبر اعظم ٩
با مراجعه به کتب سیره و تاریخ، با گزارشهایی از مراجعه پیامبر اکرم ٩به پزشک در هنگام بیماری مواجه میشویم؛ برای مثال، در کتاب نظام اداری مسلمانان در صدر اسلام، به نقل یکی از همسران ایشان آمده:
حضرت [در اواخر عمر] بسیار بیمار مىشد و پزشكان عرب و عجم نزد او مىآمدند و وصف معالجه مىنمودند و ما عمل مىكرديم.[٤٢٠]
برخی روایتها نیز حکایتگر این هستند که پیامبراکرم ٩ بیماران را به پزشک ارجاع میدادند؛ برای نمونه، در بحارالانوار چنین روایت شده است:
و روي ... أن رجلا جرح على عهد رسولالله ٩ فقال: ادعوا له الطبيب فقالوا يا رسول الله و هل يغني الطبيب من شيء؟ فقال: نعم ما أنزل الله من داء إلا أنزل له شفاء؛ مردى در زمان رسولخدا ٩ زخم خورد و فرمود: برايش پزشكى بياوريد. گفتند: يا رسولاللَّه، پزشك سودى دهد؟ فرمود: آرى خدا دردى نداده، جز آنكه درمانى برايش نهاده است.[٤٢١]
در طبقات ابنسعد نیز دربارة «حارث بن کلده» چنین آمده است: او پزشك عرب بوده و پيامبر٩ هر كس را كه بيمار بود فرمان مىداد پيش او برود و از بيمارى خود از او بپرسد؛[٤٢٢] برای نمونه، سعد بن ابى وقاص چنین میگوید:
بيمار شدم. پيامبر٩ به عيادت من آمدند و دست خود را ميان سينهام نهادند كه سردى و لطافت آن را در قلب خود احساس كردم، و به من فرمود: تو از لحاظ قلبی بيمارى؛ به حارثبنكلده ثقفى مراجعه كن كه او طبيب است.[٤٢٣]
[٤٢٠]. نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام، ص ٢١٣. (با اصلاح جزئی ترجمه)؛ همچنین در الطبقات الکبری، ج١، ص٣٨٥ چنین آمده: وقتى بيمار بودند، عربها برخى از داروها را پيشنهاد مىكردند و پيامبر٩ خود را معالجه مىكرد و مردم غيرعرب هم گاه دارويى عرضه مىكردند و خود را با آن مداوا مىفرمود (كانت العرب تنعت له فيتداوى بما تنعت له العرب. و كانت العجم تنعت له فيتداوى).
[٤٢١]. بحار الأنوار، ج٥٩، ص٧٢ (قابل توجه اینکه علامه مجلسی در مورد این روایت مینویسند: فائدة الحديث الحث على التداوي و التشفي بالمعالجة و مراجعة الطب و أهل العلم بذلك و الممارسة؛ فایدة حديث، تشويق بهمداوا كردن و درمانجویى از معالجه است و مراجعه به پزشك و دانشمندان طب).
[٤٢٢]. الطبقاتالکبری، ج٦، ص٣٩٢.
[٤٢٣]. همان، ج۳، ص١٢٦. این گزارش در منابع متأخر نیز با اندک اختلافی نقل شده است (ر.ک: فروغ ابديت، ص ٥٨؛ ناسخ التواریخ زندگانی پیامبر، ج٢، ص٦٦٠).