حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٠ - عقیق اندر یمن (بازیابی احادیث کتابهای مفقود امامیه در کتاب المحیط )

الأخذ / [٢١٦] به و قال یختلف من حیث لا تعلمون [٢١٧]... [توضیحات المحیط در نقد شیعه].

باری، با درنگ در نخستین حدیث از این مجموعه پیداست، مضمون بخش آغازین حدیث اول درست مضمون همان حدیثی است که در عبارت شیخ‌طوسی ; در العدة از امام صادق ٧ به شکل مرسل گزارش شده بود؛ و بدین ترتیب روشن می‌گردد که مضمون همان حدیث یاد شده در العدة، دست‌کم بیش از صد سال قبل از نگارش العدّة در یکی از مهم‌ترین جوامع روایی شیعه گزارش شده بود.[٢١٨]

دیگر منقولات المحیط از آثار مفقود امامی

نویسنده المحیط فواید دیگری نیز از منابع امامی به دست می دهد که آن ها را در دسته های زیر فرا دید می نهیم :

الف) فواید کلامی:

صاحب المحیط در صفحه ٢٥ از جزء نخست کتاب، به دیدگاهی از متقدمان امامیه در موضوع امامت اشاره می‌کند هر چند از منبع خاصی یاد نمی‌کند. وی می‌نویسد: «‌ذهب المتقدمون من الإمامیّة إلی أنّه یحتاج إلی الإمام لأجل أن الاختلاف قد کثر في هذه الأمة فلا بدّ من إمام یدفعها و یبیّن الصواب منها.» گفتنی است، پیشینه این گونه


[٢١٦] . از این جا صفحه ٦٥ نسخه خطی آغاز می‌شود.

[٢١٧] . «از امام رضا ٧ درباره مسئله‌ای پرسیدم. فرمود: امام باقر ٧ چنین فرموده و امام صادق ٧ چنین و امام کاظم ٧ چنان و هر کدام هم با دیگری ناسازگار بود. گفتم: إنا لله و إنا إلیه راجعون . حضرت فرمود: نه‌! [چنین مگو]. حسن بن جهم می‌گوید: گفتم: پس کدام‌یک حق است؟ فرمود: همه آن‌ها حق است و به هر کدام می‌توانید عمل کنید و فرمود: [ این روایات] از آن جهتی که شما از آن بی‌اطلاعید، با هم اختلاف دارند.» این حدیث در جوامع روایی موجود با این عبارات یافت نشد.

[٢١٨] . در این‌جا شایسته است به نکته شایان توجه دیگری اشاره شود. چنان‌که می‌دانیم، محمد بن احمد بن جنید اسکافی، فقیه برجسته شیعه در سده چهارم، ظاهراً به قیاس باور داشته است (برای بررسی نسبت قول به قیاس به ابن‌جنید و دیدگاه‌ها در ردّ و قبول این نسبت ر.ک: مجله فقه اهل‌البیت (عربی)، «الفقیه الأقدم، ابن الجنید الإسکافي»، صفاء الدین الخزرجي، ش١٠، ص ١٩٨ به بعد). در نمایه آثار وی نام دو کتاب با نام‌های زیر دیده می‌شود: كتاب كشف‌التمويه و الألباس على أغمار الشيعة في أمر القياس و كتاب إظهار ما ستره أهل العناد من الرواية عن أئمة العترة‌ في أمر الاجتهاد (رجال‌النجاشي، ص ٣٨٧ ــ ٣٨٨). دور نیست که احادیثی که وی در این دو کتاب برای توجیه عمل به قیاس روایت کرده بود، با احادیث یادشده و به طور خاص با حدیث اول و دوم هم‌مضمون بوده‌اند. به‌ویژه آن‌که در حدیث اول صراحتاً عبارت «خذوه برأیکم» و در حدیث دوم عبارت «قاسوا الحق بالحق» به کار رفته است. شاید یکی از علل عدم نقل احادیثی با مضمون حدیث اول و دوم ــ اگر بپذیریم که فی‌الواقع احادیث دیگری هم وجود داشته است ــ در آثار بعدی امامیه، وجود همین گونه مضامین بوده است که شبهه تأیید قیاس را تداعی می‌ساخت و روشن است که با موضع رسمی و مورد اتفاق عالمان شیعه در بطلان قیاس کاملاً ناسازگار می‌نمود.