حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٣٢ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
حدیثی، نکتهای که توجه و پرداختن به آن در اولینگام ضروری مینماید، هدفگذاری تقسیمبندی و تعیین زاویه بررسی است. نکتهای که اگر مغفول مانَد، دستیابی به نتیجه صحیح و قابل قبول برای همگان، دور از انتظار خواهد بود. این مسأله متأسفانه در بیشتر تقسیمبندیهای موجود مورد توجه جدی واقع نشده است؛ ازاینرو، نمیتوان به ارزشگذاری کامل منظومهها و ترجیح مدل برتر پرداخت.
با نگرشهای متفاوت به دانشهای حدیثی شیعه و تغییر زاویههای دید، میتوان منظومههای متفاوتی را ترسیم نمود:
الف) منظومه دانشهای حدیثیِ یک دورۀ زمانی یا حوزه حدیثی خاص؛
گاهی اوقات، جهت دستیابی به بستر تولد و سیر تطور و افول دانشهای حدیثی ویا به هدف ترسیم فضای حدیثی یا کشف مبانی حاکم بر یک حوزه حدیثی یا دورۀ زمانی خاص و استقصای تلاشهای محدثان آن حوزه و دوره، نیازمند آنیم که دانشهای حدیثی را بر اساس ادوار تاریخی یا حوزه حدیثی خاص، در نظامی درختوارهای جای دهیم و مشخص نماییم که به چه دانشهایی اهتمام ورزیده شده و چه تغییراتی در این مجموعه دانش پدید آمده است. بهعنوان مثال، وقتی میخواهیم بدانیم در دوران قدمای اصحاب امامیه (پنجقرن اول هجری)، چه دانشهای حدیثی وجود داشته و محدثان، بر چه محورها و موضوعاتی مینگاشتهاند، همچنین اعتبارسنجی روایات را بر چه پایههایی بنا نهادهاند، از «منظومه دانشهای حدیثی در عصر علمای متقدم شیعه» بهره میگیریم. در این صورت، از دانشهایی که در آن زمان مورد اعتنا بوده ولی در حال حاضر در قالب یک دانش مستقل و با همان کارکرد موجود نیست نیز صحبت به میان میآید. دانشهایی چون فهرستنگاری (یکی از مؤلفههای اعتبارسنجی روایات) در اینگونه منظومهها، نقشآفرین هستند؛ گرچه در عصر حاضر، چنین دانشی با آن رسالت، وجود استقلالی ندارد. یا در صورتی که بخواهیم بهعنوان نمونه، تلاشهای حدیثی حوزه حدیثی حلّه را (در بازۀ زمانی معین و یا به صورت کلی) ضبط نموده و دانشهای حدیثی آن دوره یا مکان را استخراج کنیم، از این زاویه دید، بهره میگیریم. در این صورت، دیگر نمیتوان از دانش «فهرستنگاری» بهعنوان یکی از مؤلفههای اعتبارسنجی آن حوزه حدیثی نام ببریم.