حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٩ - بررسی تحلیلی حدیث «ارتد الناس بعد النبی(ص) الا ثلاثة»


١-٢. متن اصلی

متن اصلی این حدیث دارای پنج‌طریق مختلف است؛ سه‌طریق آن به امام باقر(ع) و دوطریق آن به امام صادق(ع) می‌رسد. سند روایات در فصل بعد ارزیابی می‌شود.

عَنْ بُرَیدِ بْنِ مُعَاوِیةَ عَنْ أَبِیجَعْفَرٍ(ع) قَالَ: ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ النَّبِی إِلَّا ثَلَاثَةَ نَفَرٍ: الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ أَبُوذَرٍّ الْغِفَارِی وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِی، ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ عَرَفُوا وَ لَحِقُوا بَعْد؛[٢٤٩] مردم بعد از پیغمبر اکرم(ص) برگشتند مگر سه نفر؛ مقداد و ابوذر و سلمان؛ سپس مردم آگاه شده و ملحق شدند.

روایت دوم و سوم[٢٥٠] مانند روایت اول است. تنها تفاوت آن‌ها در جمله: «ثم إن الناس عرفوا و لحقوا بعد» بوده که به‌جای آن، جمله: «قال قلت فعمار قال قد كان جاض جیضة ثم رجع، ثم قال إن أردت الذی لم یشك و لم یدخله شی‌ء فالمقداد....» نقل شده است.[٢٥١] روایت چهارم بدین‌شرح می‌باشد:

عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع) یقُولُ إِنَّ النَّبِی(ص) لَمَّا قُبِضَ ارْتَدَّ النَّاسُ عَلَى أَعْقَابِهِمْ كُفَّاراً إِلَّا ثَلَاثاً سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِی...؛[٢٥٢]عمرو بن ثابت می‌گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند: زمانی که پیغمبر اکرم(ص) از دنیا رفت، مردم بر گذشته‌شان که کافر بودند، برگشتند مگر سه نفر سلمان و مقداد و ابوذر.

در این روایت بر خلاف سایر روایات قید «علی اعقابهم کفاراً» اضافه شده که معنای ارتداد را خاص و جزئی می‌کند. روایت پنجم از ابوبصیر نقل شده و درباره صحت آن از امام صادق(ع) سؤال می‌کند که متن روایت چنین است:

عَنْ أَبِیبَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِیعَبْدِاللَّهِ(ع) ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةٌ أَبُوذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ قَالَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ(ع) فَأَینَ أَبُوسَاسَانَ وَ أَبُوعَمْرَةَ الْأَنْصَارِی؛[٢٥٣] ابوبصیر گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم، آیا مردم به غیر از سلمان و مقداد و ابوذر همه برگشتند؟ امام(ع) فرمود: پس ابوساسان و ابوعمره کجا بودند؟

در این روایت امام(ع) «ابوساسان» و «ابوعمره» را به افراد مستثنی، ملحق کرده است.

٢-٢. متون مشابه

در برخی از احادیث لفظ ارتداد نیامده ولی حاوی مضمون ارتداد است که چهار حدیث بوده و


[٢٤٩]. الإختصاص، ص٦.

[٢٥٠]. روایت دوم و سوم، یک روایت هستند؛ اما از آنجاکه در دو کتاب مختلف رجال الکشی و الاختصاص، یکی به‌صورت مسند و دیگری به‌صورت مرسل نقل شده، در اینجا نیز به عنوان دو روایت ذکر شده‌ است.

[٢٥١]. الاختصاص، ص١٠؛ رجال الكشی، ص١١.

[٢٥٢]. الاختصاص، ص٦.

[٢٥٣]. رجال الكشی، ص٨.