حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨١ - تاریخگذاری سندی احادیث «رفع عن أمتّی» در منابع عامّه
طلاق ابرازنشده، رسیدگی نکرده بودند، این مسئله در ترجمه قتاده ذکر نمیشد؛ زیرا تنها اشخاصی که پایههای حقیقی انتقال روایات در آن بهنظر میرسند، از نسل ناقلانی هستند که در پایان قرن دوم یا آغاز قرن سوم هجری فوت نمودهاند، افرادی از قبیل وکیع، سفیان بن عیینه، قتیبه، طیالسی و ابنابیشیبه؛ و یکی از همین افراد احتمالا مسئول ایجاد ارتباط بین قتاده و پیامبر بوده و در طی زمان این روایات توسط معاصران وی تکثیرشده است.[٢٠٠]
دیدگاه ینبل دربارۀ حدیث نخست را میتوان اینگونه جمعبندی نمود:
قتاده در این حدیث حلقۀ مشترک ظاهری (S)CL[٢٠١] است؛ زیرا هیچیک از شاگردان ادعایی وی شرط لازم را برای تثبیت جایگاه تاریخی او ندارند و احتمالاً این حدیث در طبقه پس از شاگردان قتاده پدید آمده است.[٢٠٢]
«تعداد اندک منابع و اتّکای عمده ینبل بر تحفة الاشراف مزّی» یکی از انتقادات محوری موتسکی بر کتاب ینبل است؛[٢٠٣] به همین جهت افزون بر اسناد کتب ستّه - که بهعنوان «کتب رسمی» در نزد خاورشناسان شناختهمیشوند- اسناد حدیث از منابع «پیشرسمی» نیز به شبکه اسناد اضافه میشود تا بررسی شود آیا نتیجه تاریخگذاری تغییر مییابد یا خیر؟ منابع «پیشرسمی» زیر به شبکه اسناد افزوده شده است:[٢٠٤]
١. مسند طیالسی (م٢٠٤ق)
٢. مسند اسحاق بن راهویه(م٢٣٨ق)
٣. مسند احمد بن حنبل (م٢٤١ق)
در شبکه اسناد دوم (نمودار ٢) با افزودهشدن اسناد جدید، وضعیت برخی از حلقههای مشترک بهبود پیدا میکند.
وکیع با اتصال به ابنراهویه و ابنحنبل ازSS بهPCL ارتقا مییابد و جایگاه تاریخی هشام با دوPCL (وکیع و مسلم بن ابراهیم) تثبیت میشود. عبده نیز با اتصال به ابنراهویه از SS
[٢٠٠]. ibid.
[٢٠١] .اگر تعداد حلقههای مشترک فرعی قابل قبول در یکcl دونفر باشد، ینبل از (s)cl استفاده میکند که میتوان آن را «حلقۀ مشترک مشکوک» نامید.
[٢٠٢]. ibid.
[٢٠٣]. ر.ک: نخستین دایرة المعارف در سنت حدیث پژوهی غربی، ص٧١.
[٢٠٤] . با توجه به آنکه مسند حمیدی (م٢١٩ق) و مصنف ابنابیشیبه (م٢٣٥ق) در کتب رسمی گزارش شدهاند، از ذکر جداگانه آنها خودداری شد.