حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٤ - گونهشناسی راویان از حیث جرحپذیری
بهدست ما نرسیده است.(بهنظر میرسد برخی از نقل قولهای نجاشی که از ابنغضائری است برگرفته از این دو کتاب بوده است؛ زیرا در رجال ابنغضائری موجود نیست).
ازآنجاکه مذهب، وثاقت و دانش نگارنده یک اثر حدیثی در اعتمادآفرینی بسیار مهم بوده است، در کتابهای فهارس سعی میشده که وضعیت رجالی راوی صاحب اثر واکاوی شود. شاید بتوان گفت توجه شیعه بیشتر به کتابها بوده و ازاینرو توصیفات نویسندگان، نسبت به راویانِ نقلهای شفاهی، بیشتر دیده میشود. اگر این مطلب را بپذیریم، عدم توجه رجالیان به برخی از راویان نقلهای شفاهی آشکار میشود.
گویا اعتماد به یک کتاب، سبب میشده که به مشایخ و حلقههای پسین مؤلف تا معصوم(ع) چندان توجهی نشود. در شیوه فهرستی اگر کتابی از اعتبار شایستهای برخوردار بود، هرچند نویسندهاش بعدها از مذهب حقه دست کشیده باشد، همچنان راویان از کتاب وی نقل روایت میکردند.[١٤٦]به بیان دیگر از جمله معیارهای اعتبارسنجی روایات توجه به محتوا و مصدر بوده است.
اگرچه شیخ طوسی به وعده خویش در ابتدای الفهرست عمل نکرده است، ولی سخن محکم وی از ضرورت توثیق و تضعیف مؤلفان، نشان از یک منش استوار در میان محدثان آن دوران دارد. او مینویسد:
و إذا ذكرت كل واحد من المصنفین و أصحاب الأصول فلابد من أن أشیر إلی ما قیل فیه من التعدیل و التجریح و هل یعول علی روایته أو لا و أبین عن اعتقاده و هل هو موافق للحق أم هو مخالف له لأن كثیرا من مصنفی أصحابنا و أصحاب الأصول ینتحلون المذاهب الفاسدة و إن كانت كتبهم معتمدة.[١٤٧]
بنابراین، به نظر میرسد بیشتر جرح و تعدیلها در شیعه به راویانی اختصاص داشته که خود صاحب اثر بودهاند. به بیان دیگر اهتمام جدی رجالیان در مرحله نخست، به توصیف نویسندگان آثار حدیثی بوده وسپس به راویانِ نقلهای شفاهی. توجه ویژه به وضعیت مؤلف را میتوان از ویژگیهای رجال شیعه دانست. در پایان این بخش، سخن صاحب منتقی الجمان تا حدودی میتواند وضعیتگونۀ جرحپذیرِ راویانِ شیعی را بیشتر نمایان سازد؛ وی مینویسد:
[١٤٦]. همان، ص٤.
[١٤٧]. همان، ص٣.