حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٢ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال
در روایات معصومین؟عهم؟ به این نام خوانده شده است.[١٣٢]
در این دانش، پس از گذر از پیشنیازهای فهم (اطمینان به صدور حدیث و دستیابی به صحیحترین متن)، سیری برای فهم حدیث ترسیم میشود. گامهای اساسی این دانش عبارت است از: الف) «فهم متن حدیث» با استفاده از فهم مفردات و ترکیبات کلام؛ ب) «فهم مقصود اصلی» با بهرهگیری از: گردآوری قرینهها، بررسی اسباب ورود حدیث[١٣٣]، تشکیل خانواده حدیث و بهرهگیری از دانشهای بشری در فهم متن؛ ج) شناخت آسیبها و موانع فهم[١٣٤]، چون: اشتراک لفظی، تحوّل زبان، تصحیف و تقطیع متن.
برای فهم بهتر متون حدیثی، پرداختن به برخی مباحث جدید چون: منطق فهم متن (هرمنوتیک) و زبانشناسی (زبان دین) ضروری است. «ترجمه حدیث و شرح آن» از خروجیهای این دانش و منعکسکننده معارف حدیثی به زبان دیگر (ترجمه) و یا با تفصیل بیشتر (شرح) است؛ گرچه به دلیل ماهیت مستقل و کارایی فراوان، شاید بتوان در آیندهای نزدیک، آن را در قالب یک یا دو دانش حدیثی مستقل مطرح نمود.
منابع آموزشی: روش فهمحدیث و فقهالحدیث١ (عبدالهادی مسعودی) ـ منطق فهم حدیث (سیدمحمدکاظم طباطبایی)ـ اصول و قواعد فقهالحدیث (محمدحسن ربانی)ـ آسیبشناسی فهم حدیث (سیدعلی دلبری)ـ هرمنوتیک و منطق فهم حدیث (ابوالفضل ساجدی).
دیگر عناوین مطرح در این محور
مشکل الحدیث: خواننده روایات گاهی با احادیثی مواجه میشود که فهم آنها به دلیل
[١٣٢] . روایاتی چون: «حَدِیثٌ تَدْرِیهِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ حَدِیثٍ تَرْوِیهِ» یا «عَلَیکمْ بِالدِّرَایاتِ لَا بِالرِّوَایاتِ»، که در صفحات ابتدایی این مقاله (گام سوم: اساس منظومه) به برخی از آنها اشاره رفت. جالب آنکه اولینبار در قرن ششم، توسط جناب ابنادریس حلی به تبع دانشمندان و محدثان اهلسنّت، از شرحالحدیث، به «فقهالحدیث» تعبیر شد. ایشان در دو موضع از کتاب فقهی خود، پس از تبیین و شرح یک روایت، مینویسد: «هذا فقه الحدیث» (السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، ج٢، ص١٨٧ و ٥٥٨). پس از ایشان است که عنوان فقه الحدیث بر این دانش مستقر شد. البته حاکم نیشابوری (م٤٠٥) در میان اهلسنّت سالها پیش از ایشان، در کتاب علومحدیثی خود، نوع بیستم علوم حدیث را «فقه الحدیث» عنوان میکند و مینویسد: «النوع العشرون من هذا العلم بعد معرفة ما قدمنا ذکره من صحة الحدیث إتقانا ومعرفةً، معرفة فقهالحدیث إذ هو ثمرة هذه العلوم وبه قوام الشریعة.» (معرفة علوم الحدیث، ص٦٣).
[١٣٣] . بعضی حدیثپژوهان، «اسباب ورود حدیث» را دانشیمستقل پنداشتهاند؛ حالآنکه یکیازمراحلفهم و معیارهای تأثیرگذار در آن است.
[١٣٤] . «آسیبشناسی فهم حدیث» نیز از عناوینی است که در برخی منظومهها، بهعنوان یکی از علوم حدیثی از آن نام برده شده است.