حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥١ - منظومه دانشهای حدیثی شیعه با نگاه به فلسفه علم و تأکید بر دانشهای فعال

سؤالی که مطرح می‌شود این است: «با توجه به منحصرکردن مختلف ‌الحدیث به تعیین مدلول و مراد نهایی معصوم، توجه به روایات موافق و مخالف جهت تعیین حجیت حدیث و یا تعیین میزان حجیت آن، در چه دانشی مورد بحث قرار می‌گیرد؟» در جواب، دانش نقد الحدیث را معرفی می‌نماییم.

تاریخ‌گذاری حدیث: یعنی تعیین تقریبیِ زمان، مکان، پدیدآورنده و سیر تغییرات یک روایت در بستر تاریخ. روش تاریخ‌گذاری در آغاز در تحلیل متون مقدس یهود و مسیحیت به‌کار گرفته شد و سپس بر متون اسلامی امتحان گردید. خاورشناسان غربی به دلیل نگاه تاریخی و تشکیک در اصالت تاریخی منابع اسلامی، بحث از ماهیت تاریخی آن را مطرح کرده و سعی می‌کنند تاریخ‌گذاری روایات را با استفاده از روش‌های گوناگونی چون: تحلیل متن حدیث، تاریخ‌گذاری بر مبنای جوامعی که روایات در آن‌ها ظاهر شده‌، تاریخ‌گذاری بر مبنای اسناد و یا ترکیب این روش‌ها به انجام رسانند. ازاین‌رو می‌توان گفت تاریخ‌گذاری یک دانش مستقل نیست، بلکه باید آن را ابزاری دانست که با بهره‌گیری از مؤلفه‌هایی چون: سند، متن، منبع اصلی حدیث و دانش‌های مرتبط با آن‌ها، سعی در بررسی اصالت متون مقدس دارد. ناگفته نماند که برخی‌صاحب‌نظران، امکان بومی‌سازی این دانش را منتفی می‌دانند.

ج) محور فهم (درایت)

١ـ فقه الحدیث (مبانی و روش فهم حدیث)

فقه ‌الحدیث یعنی فهم درستِ گفتار و رفتار معصومان و آن، دانشی است که به بررسی متن حدیث می‌پردازد و با ارائه مبانی و روش منطقیِ فهم آن، ما را به مقصود اصلی گوینده حدیث راهنمایی می‌کند. مبانی مورد نیاز فقه ‌الحدیث از دانش‌هایی مانند ادبیات، اصول ‌فقه، کلام و برخی قواعد عقلی و عقلایی برگرفته می‌شود. دستاوردهایی چون: کمک به حل برخی اختلاف روایات با یکدیگر و فراهم آوردن زمینه نگرش صحیح به روایات و جای‌دادن روایات در یک نظام دینیِ به‌هم‌پیوسته و هماهنگ، برخی از کارکردهای این دانش است. ازاین‌رو فقه ‌الحدیث مهم‌ترین دانش حدیثى و كاراترینِ ‌آنهاست و به بیانی، هدف دیگر دانش‌هاى حدیث، یارى رساندن به این دانش است.[١٣١] این دانش با عنوان «درایت الحدیث» نیز قابل معرفی است؛ عنوانی که هم با رسالت و تعریف آن سازگارتر و هم


[١٣١] . فقه‌الحدیث١، ص٧؛ روش فهم حدیث؛ ص١٣