حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٥

 

أَنْتَ‌ وَ مَالُكَ‌ لِأَبِیكَ‌ ثُمَّ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ(ع) وَ مَا أُحِبُّ لَهُ أَنْ یأْخُذَ مِنْ مَالِ ابْنِهِ إِلَّا مَا احْتَاجَ إِلَیهِ مِمَّا لَا بُدَّ مِنْهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَ‌ لا یحِبُّ الْفَسادَ.[٤١١]

برخی فقها این روایت را علت ولایت پدر بر اموال فرزند دانسته‌اند. شیخ صدوق می‌گوید:

دلیل دیگر بر این كه پدر مى‌تواند در مال فرزند بدون اذن وی تصرف نماید، فرموده نبى اكرم(ص) است كه مى‌فرماید: «انت‌ و مالك‌ لابیك؛‌ (تو و مالت، مال پدرت مى‌باشید)».[٤١٢]

شیخ جعفر کاشف الغطاء نیز با استناد به‌همین روایت، ولایت پدر بر فرزند را اثبات کرده است.[٤١٣] شیخ انصاری جواز ارتزاق در صورت نیاز و اضطرار از آن استفاده می‌کند.[٤١٤] برخی هم مانند آیت‌الله مکارم شیرازی آن را حکم اخلاقی دانسته‌اند.[٤١٥]

اگر به تخریج این متن پرداخته شود، نقل‌های دیگری از حدیث مذکور یافت می‌گردد که در آن سببِ ورود حدیث بیان شده است. به‌عنوان نمونه الکافی که حسین بن ابی‌العلاء در مسالۀ «ولایت پدر در تصرف مال فرزند» به حدیث پیامبر(ص) تمسک نمود، امام صادق(ع) به او فهماند که حدیث پیامبر(ص) مطلب دیگری را ارائه می‌دهد؛ متن دیگر روایت چنین است:

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِی بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ أَبِیالْعَلَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِیعَبْدِاللَّهِ(ع) مَا یحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنْ مَالِ وَلَدِهِ قَالَ قُوتُهُ بِغَیرِ سَرَفٍ إِذَا اضْطُرَّ إِلَیهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَقَوْلُ رَسُولِاللَّهِ(ص) لِلرَّجُلِ الَّذِی أَتَاهُ فَقَدَّمَ أَبَاهُ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ‌ وَ مَالُكَ‌ لِأَبِیكَ‌ فَقَالَ إِنَّمَا جَاءَ بِأَبِیهِ إِلَى النَّبِی(ص) فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا أَبِی وَ قَدْ ظَلَمَنِی مِیرَاثِی مِنْ أُمِّی فَأَخْبَرَهُ الْأَبُ أَنَّهُ قَدْ أَنْفَقَهُ عَلَیهِ وَ عَلَى نَفْسِهِ فَقَالَ أَنْتَ‌ وَ مَالُكَ‌ لِأَبِیكَ‌ وَ لَمْ یكُنْ عِنْدَ الرَّجُلِ شَی‌ءٌ أَ فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یحْبِسُ الْأَبَ لِلِابْنِ؛[٤١٦] حسین بن أبى‌العلا گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: آیا از مال فرزند بر پدر چیزى حلال است؟ فرمود: در صورتى كه چاره‌اى نداشته باشد به‌اندازه خوراكش بدون زیاده‌روى اشكالى ندارد، گوید: از او پرسیدم پس اینكه رسول خدا(ص) فرموده «أنت و مالك لابیك» چه مى‌شود؟ فرمود: موضوع این بود كه فرزندى پدرش را به شكایت نزد رسول(ص) آورد و گفت: یا رسول اللَّه، این پدر من است و در میراث مادرم به من ستم كرده، پدر گفت: من آن را هزینه زندگى خود و او كردم، اینجا بود كه رسول خدا(ص) فرمود: تو و اموالت از آن پدرت مى‌باشد و پدر مالى نداشت تا رسول خدا(ص) بستاند و به فرزند دهد، آیا مى‌گویى آن حضرت پدر را براى


[٤١١]. الكافی،ج‌٥، ص ١٣٥، ح٣.

[٤١٢]. علل الشرائع، ج٢، ٥٢٤.

[٤١٣]. ر.ک: کشف الغطاء، ج١، ص٢١٠.

[٤١٤]. کتاب الزکاة، ص٢٦.

[٤١٥]. انوار الفقهاهة، کتاب البیع، ج١، ص٤٣١.

[٤١٦]. الكافی، ج‌٥، ص١٣٦، ح٦؛ تهذیب الاحکام، ج٦، ص٣٤٤، ح ٨٧؛ من لایحضره الفقیه، ج٣، ص١٧٧، ح٣٦٦٩.