حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٧

می‌شود. [٣٦٥]به کمک تخریج و یافتن اسناد مشابه، گاهی می‌توان حدیث نازل را به عالی تبدیل کرد.

نمونه (١): سندی در ثواب الاعمال آمده است:

أَبِی قَالَ: حَدَّثَنِی سَعْدُ بْنُ عَبْدِاللَّهِ عَنْ یعْقُوبَ بْنِ یزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِیعُمَیرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ(ع)... .[٣٦٦]

اما همین روایت در الكافی بدین‌گونه است:

عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِیعُمَیرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع)... .[٣٦٧]

در سند شیخ صدوق تا معصوم، شش‌واسطه، اما در سند مرحوم كلینی پنج‌واسطه وجود دارد.

نمونه (٢): الکافی سند روایتی را چنین نقل کرده است:

عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ‌ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یونُسَ‌ عَنْ مُبَارَكٍ‌ الْعَقَرْقُوفِی قَالَ: قَالَ أَبُوالْحَسَنِ(ع): إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- وَضَعَ الزَّكَاةَ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِیراً لِأَمْوَالِكُمْ.[٣٦٨]

برقی همین روایت را از پدر خود با یک‌واسطه کمتر با سند «عن أبیه، عن یونس، عن مبارك العقرقوفی...»[٣٦٩] آورده است. بنابراین، اسناد کم‌واسطه به کمک تخریج رخ نشان می‌دهند.

٦. اثبات انتساب حدیثی به معصوم(ع)

معنای حدیث در شیعه، عبارت است از حكایتِ قول، فعل و تقریر معصوم(ع)،[٣٧٠] لذا معصوم‌بودن، در تعریف حدیث شیعه موضوعیت دارد؛ یعنی كلام یا فعلی كه به معصوم منتسب نشود، حجّت نیست و لذا در کتاب‌های حدیثی، از غیر معصوم بسیار کم نقل شده است،[٣٧١] اما


[٣٦٥]. حدیثی که تعداد راویان آن تا معصوم کم و متصل باشد را «عالی» و خلاف آن را «نازل» می‌نامند. حدیث «عالی‌ السند»، همواره مورد توجه محدثان بوده و به‌این‌علت گاهی سفرهای طولانی با رنج‌های فراوانی تحمل می‌کردند تا بتوانند یک حدیث را با سند «عالی» نقل کنند. (ر.ک: الرعایة فی علم الدرایة، ص١١٢؛ مقباس الهدایة، ج١، ص٢٤٣).

[٣٦٦]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص٢٣٤.

[٣٦٧]. الكافی (دارالحدیث)، ج‌٧، ص٢٣.

[٣٦٨]. همان، ج‌٧، ص١٠.

[٣٦٩]. المحاسن، ج٢، ص٣١٩، ح٤٨.

[٣٧٠]. ر.ک: الوجیزة فی علم الدرایة، ص٢؛ مقباس الهدایة، ج١، ص٥٧.

[٣٧١]. ابن‌قولویه در این رابطه می‌گوید: «حتى‌ أخرجته‌ و جمعته‌ عن الأئمة صلوات‌اللّه‌ علیهم‌ أجمعین من أحادیثهم و لم أخرج فیه حدیثا روی عن غیرهم إذا كان فیما روینا عنهم من حدیثهم كفایة عن حدیث غیرهم‌». (كامل ‌الزیارات، ص٤).