فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٠٤ - اعطاى الواح
الگو---) اسوه
اللَّه
اصل اللَّه الإله است و همزه به جهت كثرت استعمال، حذف شده است و «الإله» و «اللَّه» يا به معناى معبودى است كه مستحق عبادت باشد [١] يا به معناى ذاتى كه عقول در آن متحير است [٢] و نيز گفتهاند: اله از ولاه (عشق ورزيدن) بوده و واو به همزه تبديل شده است؛ يا از «لاه يلوه لياهاً» (مستور بودن) است [٣] اين چهار معنا از اميرالمؤمنين (ع) درباره «اللَّه» نقل شده است: اللَّه معبودى است كه خلق درباره او حيران و به او عشق مىورزند. اللَّه از ادراك چشمها مستور و از افكار و گمانها محجوب است. [٤] اللَّه اسم خاص خداوند است كه به همه اسماى حسنى و افعال برگرفته از آنها متصف مىشود و عكس آن (يعنى اتصاف اسما و صفات به اللَّه) استعمال ندارد و لذا صحيح است گفته شود: اللَّه اسم جلاله ذات واجبالوجودى است كه مستجمع جميع صفات كمال مىباشد. [٥] لفظ جلاله «اللَّه» در قرآن، دو هزار و ششصد و نود و هفت بار تكرار شده [٦] و پيش از نزول قرآن اين اسم در ميان اعراب جاهلى آشنا بوده است. [٧]
الواح موسى
الواح، جمع لوح به معناى تخته و صفحه چوبى و غير آن است كه براى ساخت كشتى يا نوشتن به كار مىرود [٨] و مقصود از الواح موسى (ع) صحيفههايى است كه تورات بر آن نگاشته شده است. [٩]
اعطاى الواح
١) اعطاى الواح تورات به موسى (ع) از سوى خدا پس از چهل شب توقّف در ميقات:
و وعدنا موسى ثلثين ليلة و اتممنها بعشر فتم ميقت ربّه اربعين ليلة ...* قال يموسى إنّى اصطفيتك على النّاس برسلتى وبكلمى فخذ مآ ءاتيتك وكن مّن الشَّكرين* وكتبنا له فى الألواح من كلّ شىء مّوعظة وتفصيلا لّكلّ شىء فخذها بقوّة وأمر قومك يأخذوا بأحسنها سأوريكم دار الفسقين.
اعراف (٧) ١٤٢ و ١٤٤ و ١٤٥
[١] مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٩٣.
[٢] الميزان، ج ١، ص ١٨.
[٣] مفردات راغب.
[٤] بحارالأنوار، ج ٣، ص ٢٢٢.
[٥] الميزان، ج ١، ص ١٨.
[٦] المعجم احصائى.
[٧] الميزان، ج ١، ص ١٨ و آيات ٨٧ زخرف و ١٣٦ انعام.
[٨] مفردات راغب؛ لسانالعرب.
[٩] مجمعالبيان، ج ٣- ٤، ص ٧٣٣.