صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢
است، ایشان که خواندند الان من هم تصدیق دارم که بسیاریش صحیح است ) چه آن چیزهایى باشد که صحیح نیست، هر دوى اینها الان به حال نهضت ما که تو راه است مضر است. همه باید دست به هم بدهیم. همه ما، همه قشرها، همه دانشگاهىها، همه تاجر و کاسب و عرض کنم کذا، همه زن و مرد همانطورى که تا حالا دست به هم داده بودیم و تا اینجا رساندیم که موجب حیرت همه متفکرین شد، از اینجا به بعدش که مهمتر است باید دست به هم بدهیم تا این مراحل را بگذرانیم. بعد هم نباید ما بنشینیم منتظر اینکه یک قشرى این کار را انجام بدهد. یک مملکتى است مال همهتان، آشفته هم هست، فقیر زیاد، بیکار زیاد لکن ما باید بپرسیم ازشان که این فقر زیاد و بیکارى زیاد مال انقلاب است؟ چون شاه رفته است فقیر زیاد شده است! چون رژیم به هم خورده است بیکارى زیاد شده است! یا نه یک مسالهاى است که الان ما وارث آن خرابىها هستیم؟ دولت وارث آنها هست. یعنى خرابى را کردهاند و رفتهاند، دزدىهایشان را کردهاند و رفتهاند، قرضها رابه بانکها گذاشتهاند و رفتهاند، از هر بانکى چند صد میلیون دلار قرض کردند و رفتند. الان وقت این است که ما با هم باشیم و بعد هم نباید ما بگوئیم چرا او نکرد؟ باید بگوئیم خودمان هم باید بکنیم، همه باید بکنیم، همه باید بکنیم، همه هم وادار کنیم دیگران بکنند اما اشکالتراشى و عرض بکنم که اینطور چیزها که احتمال اینکه موجب یک وقفهاى بشود، موجب یک عرض بکنم که تزلزلى در نهضت ما بشود، امروز صلاح هیچ یک از قشرهاى ملت نیست. امروز، هم دانشگاهى و هم من طلبه و هم آقا که آقا هستند و هم شما که از آقایان هستید و هم خانمها و همه ملت امروز باید با هم برویم جلو، فردا هم با هم بسازیم. توقع نداشته باشید که ما بسازیم، خوب ما چکاره هستیم؟ شما هستید، ما هستیم، دیگران هستند. نه من باید بنشینم بگویم که خانمها این کارها را انجام بدهند، نه خانمها بنشینند بگویند فلانى انجام بدهد. آنها به اندازه خودشان، ما به اندازه خودمان، شما به اندازه خودتان، دولت به اندازه خودش، ارتش به اندازه خودش، اداره به اندازه خودش چیزى نیست که یک دولت بتواند انجام بدهد. آشفتگى، آشفتگیى نیست که یک دولت بتواند یا یک قشر از ملت بتواند. همه ما بگوئیم که ما هیچ کارى نمىکنیم، دانشگاهىها بکنند، دانشگاهى نمىتواند بکند. دانشگاهى بگوید که ما هیچ کارى نمىکنیم، آخوندها بکنند. آخوندها هم هیچ چیز. ما همه هر دو بنشینیم بگوئیم تاجرها این کار را بکنند، کاسبها این کار را بکنند، ازشان نمىآید. ملت اگر چنانچه همه با هم نباشند، اگر دست به دست هم ندهند، اگر هر کسى هر مقدارى که ازش مىآید کار نکند، این مملکت نمىتواند این آشفتگى را از دست بدهد، باید همهمان باهم. اگر همه با هم مشغول شدیم پیروز مىشویم، پیش مىبریم.
همین طور که دیدید همه با هم بودید و یک همچنین سد بزرگى که هیچ کس احتمال شکستش را نمىداد، شکستید. با دست الهى شکستید. اجتماع شکست این را. براى سازندگى هم و براى پیشرفت از حالا به بعد هم همین مطلب لازم است. از حالا به بعد ما باید این راه را طى کنیم. ما بین راه هستیم. ما نرسیدیم به آخر. یعنى اوایل هستیم فقط یک موانعى را آن هم نه به تمام ریشههایش، مهمش البته از بین رفته است و این هم که از بین رفته است هیچ کس احتمال نمىداد، هیچ متفکرى. سیاى آمریکا