رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
بررسى قرار مىدهيم:
١- رابطه انسان با خود؛ قرآن مجيد براى «خود» انسانى ارزش فوقالعاده زيادى قائل شده و قبل از آنكه رابطه انسان را با ديگران مطرح سازد به رابطه انسان با «خود» توجه كرده است. تعبيرهاى عميقى همچون ظلم به خود، خيانت به خود، فراموشى خود، زيانكارى خود و ... نشانگر اين است كه قرآن، در سرلوحه برنامههايش مسأله «خودسازى» انسان را قرار داده و سفارش به تقوا، اخلاق و مواردى نظير آن، شاهدى بر اين مدعاست.
بنابراين، انسان بايد همواره مراقب «خود» باشد و به محاسبه و ارزيابى آن بپردازد تا خداى نكرده دچار خسران و زيان نشود؛ «يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اتَّقُوااللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ ...» (حشر (٥٩)/ ١٨)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد از (مخالفت) خدا بپرهيزيد؛ و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده است.
اگر چنين كند و برنامه زندگىاش را تحت رهبرى فرستادگان الهى و جانشينان بر حقشان قرار دهد بدون شك به سعادت دنيا و آخرت دست خواهد يافت و گرنه، به گمراهى و سرگردانى دچار خواهد شد.
٢- رابطه انسان با خدا؛ اين مهمترين رابطهاى است كه انسان برقرار مىكند و روابط ديگر بايد براساس اين رابطه باشد. قرآن كريم در اين ارتباط وظايفى را به عهده انسان گذاشته است:
پذيرشولايت و سرپرستى خدا؛ چراكه مالك و مربى حقيقى تنهااوست؛ پرستش خداى يگانه و اطاعت محض از فرامين الهى؛ راز و نياز با خدا و