روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٢٤ - روزشمار جنگ جمعه / ٢٤ مهر ١٣٦٦ / ٢٢ صفر ١٤٠٨ / ١٦ اکتبر ١٩٨٧
نگیرد تمام کارها به هم می ریزد. وی افزود که چند موضوع را پیگیری کنید: نیروهای خودتان را با کمک تیپ٣٧ (از یگان های رزمی اتحادیه میهنی کردستان) تقویت کنید. در بارگیری، نیروهای شما به ما کمک کنند. ما برای هر دو سه قاطر چند نیرو می گذاریم، شما هم یک نیرو بگذارید که در طول مسیر مشکلی بروز نکند.[١]
در ساعت ١١:٣٠، در سردشت با حضور فرمانده قرارگاه رمضان (محمدباقر ذوالقدر)، دهقان، مداحی و دو تن از مسئولان اتحادیه (کاک جبار و کاک عزیز) برای هماهنگی انتقال نیروها و امکانات، جلسه ای تشکیل گردید. ابتدا فرمانده قرارگاه رمضان گفت: «بعد از عملیات های اخیر می خواهیم با تلاشی از جانب ما و شما (اتحادیه) راه را باز کنیم. شما ارتفاعات زرون، گلاله و پشت آن را تا جاده قمیش به گلاله و سفره عمل کنید و این طرف آن را هم ما عمل می کنیم. برای اقدام، ما جاده ای نداریم و دشمن مسلط است و قرار شد بخشی از نیروهای ما در حد ٢ گردان ٣٠٠ نفری از داخل عمل کنند که قرار بود در دو شب منتقل شوند. لشکر بدر از ارتفاع شیخ محمد به قمیش می رود و لشکر ویژه از زرون به گرده رش می روند، ولی متأسفانه دیشب اقدام نشد. اگر برادرها امشب نروند، دیگر نمی رسند و چون روی توان اینها حساب شده، برنامه ها به هم می ریزد.»
پس از آن کاک جبار گفت: «ما گفته ایم ٧٠ پیشمرگ از تیپ ٣٧ بیایند، ٢٠ نفر هم در اشکان هستند که جمعاً ٩٠ نفر می شوند. ولی در راه مشکلات بسیاری برای رفتن دارند. من خودم برای نظارت به اشکان می روم ولی بر نیروهای شما مسئولین خودشان باید نظارت کنند و اگر مشکلی پیش آمد ما مسئول نیستیم.» کاک عزیز هم اضافه کرد: «مسیر دره ای تنگ و سنگی است و دشمن پایگاه دارد و اطراف آن را مین گذاری کرده است و با کلاشینکف می تواند بزند و اگر با خمپاره تنگه را بزند، نیروها آسیب می بینند و قاطرها سر و صدای زیادی دارند که حفاظت را به هم می زنند.» محمدباقر ذوالقدر در ادامه جلسه گفت: «این عملیات موکول به تلاش و انتقال این نیروهاست؛ باید تمام توانتان را بگذارید که این کار انجام شود.» کاک جبار: «اگر وقت داشتیم که از ١٠ روز قبل امکانات را به داخل می بردیم، خیلی راحت بود.» برادر ذوالقدر: «ما فکر کردیم عملیات لو برود. از قبل هم گفتند مهمات و آذوقه آماده است، ولی دو سه روز قبل گفتند که اتحادیه هم عملیات دارد و اگر آذوقه و مهمات بیاورید خوب است.»[٢]
پس از این جلسه فرمانده قرارگاه رمضان در صحبت با برادران دهقان و میررفیعی یادآور شد که برادران به هر طریقی شده، آماده باشند که با دشمن درگیر شوند و احتمال فرار قاطرها را هم بدهند و وسایل اساسی را روی کول خود حمل کنند و متکی به بار قاطرها نشوند. در مسیر هم تلاش شما این باشد که با دشمن درگیر نشوید و به برادران تذکر بدهید که بدون سر و صدا حرکت کنند و اگر وسط راه درگیر شدید، فقط دفاع کنید و جلو بروید و خودتان را به منطقه آزاد شده برسانید، آنجا امنیت بیش تری دارد.[٣]
[١] ٨. سند شماره ١٥٣٣/ د مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دفترچه ثبت جنگ راوی قرارگاه رمضان (مسعود سرمدی)، ٢٣/٧ تا ٢/٨/١٣٦٦، ص٨ تا ١٣.
[٢] ٩. همان، ص١٤ تا ١٧.
[٣] ١٠. همان، ص١٨.