روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٦٩ - روزشمار جنگ دوشنبه / ٢٧ مهر ١٣٦٦ / ٢٥ صفر ١٤٠٨ / ١٩ اکتبر ١٩٨٧
سه روز اخیر و بالا آمدن آب، عبور نیروها را از رودخانه مشکل تر کرده بود. برای عبور مجدداً از پل های شناور استفاده گردید و نیروها ٦ نفر ٦ نفر از غرب رودخانه به شرق آن منتقل می شدند. فشار آب گاهی بسیار شدید می شد طوری که چهار مرتبه پل های شناور در آب برگشت و نیروها به آب افتادند که با تلاش زیاد نجات یافتند. فرمانده لشکر پس از بازگشت از جلسه فرماندهان و استقرار در سنگر قرارگاه تاکتیکی (پشت ارتفاعات ژاژیله) در ساعت ٢١:٤٠، بی سیم را به دست گرفت و علت کندی بازگشت نیروها را جویا شد که دلیل آن را تاریکی زیاد اعلام کردند. در پی آن فرمانده لشکر ضمن تماس های مکرر با توپخانه لشکر و قرارگاه نجف خواستار شلیک چند منور در اطراف رودخانه شد که قرارگاه اعلام کرد منور نداریم. توپخانه لشکر نیز فقط یک گلوله منور داشت که پرتاب آن هم مشکل کندی عبور نیروها را حل نکرد. به واحد ادوات لشکر نیز دستور پرتاب چند خمپاره از پشت ارتفاعات ژاژیله به سوی دشمن داده شد تا عراقی ها اقدام به پرتاب گلوله های منور کنند. دشمن در جواب، ضمن شلیک گلوله های خمپاره، چند منور در پشت ارتفاعات ژاژیله پرتاب کرد ولی مشکل تاریکی در محور بازگشت نیروها حل نشد.»[١]
در این اوضاع یگان های دیگر نیز تلاش می کردند قبل از روشن شدن هوا و پیش از هرگونه اقدام دشمن نیروهای خود را از رودخانه قلاچولان عبور دهند لیکن لغزندگی زمین و تاریکی هوا مانع سرعت عمل بود. همین وضعیت موجب شد که حدود ١٥ تن از برادران لشکر ٥٢ قدس از ارتفاعات سقوط کرده و دست و پایشان بشکند.
لشکر٣٢ انصارالحسین که منتظر شرایط مناسب بود با اوضاع بدتری روبه رو شد.[٢] علی چیت ساز، مسئول واحد اطلاعات این لشکر وضعیت را چنین توصیف می کند: «وقتی خواستیم برگردیم باران شروع شد. هوا خیلی تاریک بود به نحوی که وقتی انگشتم را جلوی چشم تکان می دادم، نمی دیدم.» راوی لشکر٣٢ انصارالحسین در شرح چگونگی عبور نیروهای این لشکر از رودخانه قلاچولان نوشته است: «افزایش آب رودخانه پلی را که بعد از عبور نیروها ساخته شده بود شکست و تنها قسمتی از پل باقی مانده بود. عرض آب به ١٥ متر رسیده بود. سنگ هایی که در رودخانه برای عبور استفاده می شد به زیر آب فرو رفته بود. دیگر فرصت پل زدن نبود و ماندن نیروها در ساحل غربی رودخانه نیز خطرناک بود. هر آن احتمال داشت گشتی های دشمن از حضور نیروهای ما مطلع شوند. آب رودخانه غرش مهیبی داشت، عبور از آن بسیار مشکل و تقریباً غیرممکن بود؛ راهی جز فداکاری و ایثار باقی نمانده بود. علی چیت ساز به همراه چند تن دیگر از بچه های اطلاعات عملیات بازو در بازوی یکدیگر داده و فاصله بین پل شکسته و ساحل را پر کردند. با وجود فشار شدیدی که جریان قویِ آبِ رودخانه به آنها می آورد، برادران حائلی شده و نیروها را یکی یکی از ساحل به تخته شکسته که از دو طرف به ساحل وصل بود هدایت کردند. با این حال سه تن از نیروها را جریان شدید آب با خود برد و در
[١] ٥. سند شماره ٤٤٢/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش آماده سازی عملیات انجام نشده نصر٨، لشکر٥٧، راوی سیدکمال حسینی، آبان ١٣٧٣، ص٣٠.
[٢] ٦. مأخذ ٢، ص١١٦ و ١١٧.