تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - تفسير سوگند به جهادگران بيدار!
ناسپاس و بخيل نيز اطلاق مىشود.
مفسران براى كنود معانى زيادى گفتهاند،" ابو الفتوح رازى" حدود پانزده معنى در اين زمينه نقل كرده است، ولى غالبا شاخ و برگ همان معنى اصلى است كه در بالا آوردهايم از جمله اينكه:
١- كنود كسى است كه مصائبش را با آب و تاب مىشمرد، ولى نعمتها را فراموش مىكند.
٢- كنود كسى است كه نعمتهاى خدا را تنها مىخورد، و از ديگران منع مىكند، چنان كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص مىخوانيم:" ا تدرون من الكنود"" مىدانيد كنود كيست"؟! عرض كرد خدا و رسولش آگاهتر است.
فرمود: الكنود الذى ياكل وحده، و يمنع رفده، و يضرب عبده:
" كنود كسى است كه تنها غذا مىخورد، و از عطا و بخشش به ديگران خوددارى مىكند، و بنده زيردستش را مىزند" [١] ٣- كنود كسى است كه در مشكلات و مصائب با دوستان خود همدردى نمىكند.
٤- كسى كه خيرش بسيار كم است.
٥- كسى كه وقتى نعمتى به او برسد از ديگران دريغ مىدارد و اگر گرفتار مشكلى گردد ناشكيبايى و جزع مىكند.
٦- كسى كه نعمتهاى الهى را در معصيت صرف مىكند.
٧- كسى كه نعمت خدا را انكار مىكند.
ولى همانگونه كه گفتيم همه اين معانى مصداقها و شاخ و برگهاى همان ناسپاسى و بخل است.
[١]" مجمع البيان" جلد ١٠ صفحه ٥٣٠.