تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - تفسير نعمت چشم و زبان، و هدايت
و اما" زبان" مهمترين وسيله ارتباط انسان با انسانهاى ديگر و نقل و مبادله اطلاعات و معلومات از قومى به قوم ديگر، و از نسلى به نسل ديگر است، و اگر اين وسيله ارتباطى نبود هرگز انسان نمىتوانست تا اين حد در علم و دانش و تمدن مادى و مسائل معنوى ترقى كند.
و اما" لبها"" اولا" نقش مؤثرى در تكلم دارند، چرا كه بسيارى از مقاطع حروف به وسيله لبها ادا مىشود، و از اين گذشته لبها كمك زيادى به جويدن غذا، و حفظ رطوبت دهان، و نوشيدن آب مىكند و اگر نبودند مساله خوردن و آشاميدن انسان، و حتى منظره چهره او بر اثر جريان آب دهان به بيرون، و عدم قدرت بر اداء بسيارى از حروف وضع اسفانگيزى داشت.
و از آنجا كه درك حقايق در درجه اول با چشم و زبان است.
و به دنبال اينها به مساله وجود" عقل" و" هدايت عقلانى، و فطرى" اشاره مىكند، و حتى تعبير آيه،" هدايت تشريعى" كه به وسيله انبياء و اولياء انجام مىگيرد شامل مىشود.
آرى او هم" ديده بينا" و" آفتاب" را در اختيار انسان گذارده، و هم" راه و چاه" را به او نشان داده،" تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش".
اما با اينهمه چراغ فروزان كه فرا راه او قرار داده است اگر از بيراهه مىرود بايد گفت" بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش"! جمله" وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ"" ما او را از راه خير و شر آگاه كرديم" علاوه بر اينكه مساله اختيار و آزادى اراده انسان را بيان مىكند، با توجه به اينكه" نجد" مكان مرتفع است اشاره به اين است كه پيمودن راه خير خالى از مشكلات و زحمت و رنج نيست، همانگونه كه بالا رفتن از زمينهاى مرتفع مشكلاتى دارد، حتى پيمودن راه شر نيز مشكلاتى دارد، چه بهتر كه انسان با سعى و تلاشش راه خير را برگزيند.