تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠ - تفسير سوگند به اين شهر مقدس
" كبد" به گفته طبرسى در مجمع البيان در اصل به معنى" شدت" است، و لذا هنگامى كه شير غليظ شود" تكبد اللبن" مىگويند.
ولى به گفته" راغب" در" مفردات"" كبد" (بر وزن حسد) به معنى دردى است كه عارض" كبد" انسان (جگر سياه) مىشود و سپس به هر گونه مشقت و رنج اطلاق شده است.
ريشه اين لغت هر چه باشد مفهوم فعلى آن همان رنج و ناراحتى است.
آرى انسان از آغاز زندگى حتى از آن لحظهاى كه نطفه او در قرارگاه رحم واقع مىشود، مراحل زيادى از مشكلات و درد و رنجها را طى مىكند تا متولد شود، و بعد از تولد در دوران طفوليت، و سپس جوانى، و از همه مشكلتر دوران پيرى، مواجه به انواع مشقتها و رنجها است، و اين است طبيعت زندگى دنيا، و انتظار غير آن داشتن اشتباه است اشتباه، و به گفته شاعر عرب:
|
طبعت على كدر و انت تريدها |
صفوا عن الاكدار و الاقذار؟ |
|
|
و مكلف الايام ضد طباعها |
متطلب فى الماء جدوة نار! |