تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - تفسير رستگارى بدون تهذيب نفس ممكن نيست
درهها گستردند، و تدريجا زمينهاى مسطح و قابل استفاده براى زندگى انسان و كشت و زرع به وجود آمد.
بعضى از مفسران معتقدند كه در اين تعبير يك اشاره اجمالى به حركت زمين نيز وجود دارد، چرا كه يكى از معانى" طحو" همان راندن است كه مىتواند اشاره به حركت انتقالى زمين به دور آفتاب، و يا حتى حركت وضعى آن به دور خود، و يا هر دو باشد.
همان انسانى كه عصاره عالم خلقت، و چكيده جهان ملك و ملكوت، و گل سرسبد عالم آفرينش است:
اين خلقت بديع كه مملو از شگفتيها و اسرار است آن قدر اهميت دارد كه خداوند به خودش و خالق آن يك جا قسم ياد كرده!.
در اينكه منظور از" نفس" در اينجا روح انسان است، يا جسم و روح هر دو؟ مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند.
اگر منظور روح باشد مراد از" سواها" (از ماده تسويه) همان تنظيم و تعديل قواى روحى انسان است، از حواس ظاهر گرفته، تا نيروى ادراك، حافظه، انتقال، تخيل، ابتكار، عشق، اراده و تصميم، و مانند آن در مباحث" علم النفس" مطرح شده است.
و اگر منظور" روح" و" جسم" هر دو باشد تمام شگفتيهاى نظامات بدن و دستگاههاى مختلف آن را كه در علم" تشريح" و" فيزيولوژى" (وظايف الاعضاء) به طور گسترده مورد بحث گرفته شامل مىشود.
البته نفس به هر دو معنى در قرآن مجيد اطلاق شده است: