تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - ٣- تهذيب نفس وظيفه بزرگ الهى
الاولين عاقر الناقة، و اشقى الآخرين قاتلك،
و فى رواية
من يخضب هذه من هذا:
" اى على! شقىترين پيشينيان همان كسى بود كه ناقه صالح را كشت، و شقىترين فرد از آخرين قاتل تو است، و در روايتى آمده است كسى است كه اين را با آن رنگين كند" (اشاره به اينكه محاسنت را با خون فرقت خضاب مىكند) [١] در حقيقت شباهتى ميان" قدار بن سالف" پى كننده ناقه صالح و قاتل امير مؤمنان" عبد الرحمن بن ملجم مرادى" وجود داشت. هيچيك از اين دو خصومت شخصى نداشتند، بلكه هر دو مىخواستند نور حق را خاموش كنند، و معجزه و آيتى از آيات الهى را از ميان بردارند، و همانگونه كه بعد از ماجراى ناقه صالح عذاب الهى آن قوم طاغى و سركش را فرو گرفت مسلمين نيز بعد از شهادت مظلومانه امير مؤمنان على ع در زير سلطه حكومت جبار و بيدادگر بنى اميه شاهد دردناكترين عذابها شدند.
قابل توجه اينكه حاكم حسكانى در" شواهد التنزيل" روايات بسيار فراوانى در اين زمينه نقل كرده كه از نظر مضمون و محتوى شبيه روايت بالا است [٢]
٣- تهذيب نفس وظيفه بزرگ الهى
هر قدر سوگندهاى قرآن در يك زمينه بيشتر و محكمتر باشد دليل بر اهميت موضوع است، و مىدانيم طولانىترين و مؤكدترين در اين سوره است به خصوص اينكه سوگند به ذات پاك خداوند سه بار در آن تكرار شده، و سرانجام
[١]" تفسير نور الثقلين" جلد ٥ صفحه ٥٨٧.
[٢]" شواهد التنزيل" جلد ٢ صفحه ٣٣٥ تا ٣٤٣.