تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
تعبير" الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ" و انتخاب لفظ" وسوسه" و لفظ" صدور" (سينهها) نيز تاكيدى بر اين معنى است.
اينها همه از يك سو، از سوى ديگر جمله" مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ" هشدار مىدهد كه" وسواسان خناس" تنها در ميان يك گروه و يك جماعت، و در يك قشر و يك لباس نيستند، در ميان جن و انس پراكندهاند و در هر لباس و هر جماعتى يافت مىشوند، بايد مراقب همه آنها بود و بايد از شر همه آنها به خدا پناه برد.
دوستان ناباب، همنشينهاى منحرف، پيشوايان گمراه و ظالم، كارگزاران جباران و طاغوتيان، نويسندگان و گويندگان فاسد، مكتبهاى الحادى و التقاطى ظاهر فريب، وسائل ارتباط جمعى وسوسهگر، همه اينها و غير اينها در مفهوم گسترده" وسواس خناس" واردند كه انسان بايد از شر آنها به خدا پناه برد.
نكتهها:
١- چرا به خدا پناه مىبريم؟!
هر لحظه امكان انحراف براى انسان وجود دارد، و اصولا وقتى خداوند به پيامبرش ص دستور مىدهد كه از شر" وسواس خناس" به خدا پناه برد دليل بر امكان گرفتار شدن در دام خناسان و وسوسهگران است.
با اينكه پيغمبر اكرم ص به لطف الهى و با امدادهاى غيبى، و سپردن خويشتن به خدا از هر گونه انحراف بيمه شده بود ولى با اين حال اين آيات را مىخواند، و به او از شر وسواسان خناس پناه مىبرد با اين حال تكليف ديگران روشن است.
اما نبايد مايوس شد، چرا كه در مقابل اين وسوسهگران مخرب، فرشتگان آسمان بيارى بندگان مؤمن، و رهروان راه حق مىآيند، آرى مؤمنان تنها