تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - تفسير رستگارى بدون تهذيب نفس ممكن نيست
نخست مىفرمايد:" به خورشيد و گسترش نور آن سوگند" (وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها).
همانگونه كه قبلا نيز گفتهايم سوگندهاى قرآن عموما دو مقصد را تعقيب مىكند: نخست اهميت مطلبى كه سوگند به خاطر آن ياد شده، و ديگر اهميت خود اين امور كه مورد سوگند است، چرا كه سوگند هميشه به موضوعات مهم ياد مىشود، به همين دليل اين سوگندها فكر و انديشه انسان را به كار مىاندازد تا در باره اين موضوعات مهم عالم خلقت بينديشد، و از آنها راهى به سوى خدا بگشايد.
" خورشيد" مهمترين و سازندهترين نقش را در زندگى انسان و تمام موجودات زنده زمينى دارد، زيرا علاوه بر اينكه منبع" نور" و" حرارت" است و اين دو از عوامل اصلى زندگى انسان به شمار مىرود، منابع ديگر حياتى نيز از آن مايه مىگيرند، وزش بادها، نزول بارانها، پرورش گياهان، حركت رودخانهها و آبشارها، و حتى پديد آمدن منابع انرژىزا، همچون نفت و ذغال سنگ، هر كدام اگر درست دقت كنيم به صورتى با نور آفتاب ارتباط دارد بطورى كه اگر روزى اين چراغ حياتبخش خاموش گردد تاريكى و سكوت و مرگ همه جا را فرا خواهد گرفت.
" ضحى" در اصل به معنى گسترش نور آفتاب است و اين در هنگامى است كه خورشيد از افق بالا بيايد و نور آن همه جا را فرا گيرد، سپس به آن موقع از روز نيز" ضحى" اطلاق شده است.
تكيه بر خصوص" ضحى" به خاطر اهميت آن است، چرا كه موقع سلطه نور آفتاب بر زمين است.