تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - تفسير رستگارى بدون تهذيب نفس ممكن نيست
روز را ظاهر مىكند ولى به طور مجازى مىتوان گفت كه روز خورشيد را آشكار كرد، اما تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد.
به هر حال سوگند به اين پديده مهم آسمانى به خاطر تاثير فوق العاده آن در زندگى بشر، و تمام موجودات زنده است، چرا كه روز رمز حركت و جنبش و حيات است و تمام تلاشها و كششها و كوششهاى زندگى معمولا در روشنايى روز صورت مىگيرد.
[١] در اينكه ضمير در" يغشاها" به چه چيز بازمىگردد؟ باز در اينجا دو نظر است: يكى اينكه به" زمين" بر مىگردد، چرا كه شب همچون پردهاى است كه بر صفحه زمين مىافتد. و ديگر اينكه به" شمس" باز مىگردد، زيرا شب مانند پردهاى است كه بر چهره آفتاب فرو مىافتد، البته در اين صورت مفهوم مجازى دارد، زيرا شب حقيقة آفتاب را نمىپوشاند بلكه بعد از غروب آفتاب ظاهر مىشود، در حقيقت اگر در آيه قبل ضمير به" ارض" بر گردد در اينجا نيز بايد چنين باشد و اگر به" شمس" برگردد در اينجا نيز همين طور است.