تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - تفسير بريده باد دست ابو لهب!
" و در حالى كه در گردنش طناب يا گردنبندى از ليف خرما است"! (فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ).
در اينكه همسر ابو لهب كه خواهر" ابو سفيان" و عمه" معاويه" بود در عداوتها و كارشكنيهاى شوهرش بر ضد اسلام شركت داشت حرفى نيست، اما در اينكه قرآن چرا او را حمالة الحطب (زنى كه هيزم بر دوش مىكشد) توصيف كرده تفسيرهاى متعددى ذكر كردهاند:
بعضى گفتهاند اين به خاطر آن است كه بوتههاى خار را بر دوش مىكشيد، و بر سر راه پيغمبر اسلام ص مىريخت تا پاهاى مباركش آزرده شود.
و بعضى گفتهاند اين تعبير كنايه از سخنچينى و نمامى او است، همانگونه كه در ادبيات فارسى نيز همين تعبير در مورد سخنچينى آمده است كه مىگويند:
ميان دو كس جنگ چون آتش است* سخنچين بدبخت هيزمكش است! بعضى نيز آن را كنايه از شدت بخل او مىدانند كه با آن همه ثروت حاضر نبود كمكى به نيازمندان كند به همين دليل تشبيه به" هيزمكش" فقير شده است.
بعضى نيز مىگويند او در قيامت بار گناهان گروه زيادى را بر دوش مىكشد.
از ميان اين معانى معنى اول از همه مناسبتر است، هر چند جمع ميان آنها نيز بعيد نيست.