تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - نكتهها
منظور از آيه" فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ" (به عنوان بيان يك مصداق) نصب امير- مؤمنان على ع به خلافت بعد از انجام امر رسالت است.
" آلوسى" در" روح المعانى" بعد از نقل اين سخن از بعضى از" اماميه" مىگويد: آنها" فانصب" را با كسر" ص" خواندهاند، و به فرض كه چنين باشد دليلى بر اين نمىشود كه منظور نصب على بن ابى طالب باشد، سپس از زمخشرى در كشاف نقل مىكند كه اگر براى شيعه چنين تفسيرى ممكن باشد" ناصبيها" (دشمنان على ع نيز مىتوانند آن را به عنوان دستور به" نصب" (به معنى بغض على بن ابى طالب) تفسير كنند"! [١] زيرا" انصب" (بفتح" ص") به معنى خود را به تعب بينداز و جد و جهد كن آمده در حالى كه" انصب" (به كسر" ص") دستور به نصب كردن و بالا بردن و برپا داشتن است.
اين مفسران چنين پنداشتهاند كه" شيعه" قرائت آيه را تغيير مىدهد، تا براى مساله ولايت به آن استدلال كند، در حالى كه هرگز نياز به چنين تغييرى نيست، بلكه همين قرائت معروف و شناخته شده براى تفسير مزبور كافى است، زيرا مىگويد بعد از فراغت از امر مهمى مانند رسالت براى امر مهم ديگرى مانند ولايت تلاش و كوشش كن، و اين به عنوان يك مصداق، كاملا قابل قبول است، و مىدانيم پيامبر طبق حديث معروف غدير و احاديث فراوان ديگر كه در كتب همه علماى اسلام آمده است تلاش پىگير و مستمرى در اين زمينه داشت. اما چقدر زننده است كه دانشمندى همچون زمخشرى كه" على ع را به عنوان چهارمين پيشواى بزرگ اسلام و جانشين پيامبر ص مىشمرد به خود اجازه دهد كه بگويد ناصبيها نيز حق دارند آيه را به بغض على بن ابى طالب
[١]" روح المعانى" جلد ٣٠ صفحه ١٧٢" تفسير كشاف" جلد ٤ صفحه ٧٧٢.