تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - تفسير سوگند به جهادگران بيدار!
درست است كه گاهى انسان از شناخت خويش عاجز مىگردد، و به اصطلاح و جدان خود را فريب مىدهد، و تسويل و تزيين شيطانى صفات مذمومش را در نظرش زيبا جلوهگر مىسازد، ولى در خصوص مورد كفران و بخل مطلب آن قدر واضح است كه نمىتواند بر آن پردهپوشى كند و و جدان خود را بفريبد.
البته" خير" معنى وسيعى دارد كه هر گونه نيكى را شامل مىشود، و مسلما علاقه به بسيارى از نيكيها همچون علم و دانش و تقوى و بهشت و سعادت مطلب مذمومى نيست كه قرآن با تعبير فوق از آن نكوهش كند، و لذا مفسران آن را در اينجا به معنى" مال" تفسير كردهاند كه هم قرينه مقام و آيه گذشته گواه بر آن است، و هم بعضى آيات ديگر قرآن، مانند آيه ١٨٠ سوره بقره كه مىفرمايد: كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ:" بر شما مقرر شده است كه اگر كسى از شما مالى از خود بگذارد، براى پدر و مادر و نزديكان وصيت كند".
مسلما اطلاق" خير" بر" مال" به خاطر آن است كه در حد ذات خود چيز خوبى است، و مىتواند وسيله انواع خيرات گردد، ولى انسان ناسپاس و بخيل
[١]" لام" در" لحب الخير" ممكن است" لام تعديه" باشد و يا لام علت، بنا بر اول تفسيرش همان است كه در بالا آمد، و بنا بر دوم مفهوم آيه چنين مىشود انسان به علت حب مال بخيل است ولى مسلما تفسير اول مناسبتر است.