تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - تفسير او يكتا و بى همتا است
" بسم اللَّه الرحمن الرحيم، اما بعد در قرآن مجادله و گفتگو بدون آگاهى نكنيد، چرا كه من از جدم رسول اللَّه شنيدم مىفرمود: هر كس بدون علم سخن بگويد بايد در محلى از آتش كه براى او تعيين شده جاى گيرد، خداوند خودش" صمد" را تفسير فرموده است:" لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ": نه زاد، و نه زاده شد و احدى مانند او نيست، ... آرى خداوند" صمد" كسى است كه از چيزى به وجود نيامده، و در چيزى وجود ندارد، و بر چيزى قرار نگرفته، آفريننده اشياء و خالق آنها است، همه چيز را به قدرتش به وجود آورده، آنچه را براى فنا آفريده به ارادهاش از هم متلاشى مىشود، و آنچه را براى بقاء خلق كرده به علمش باقى مىماند، اين است خداوند صمد ..." [١] و بالآخره در حديث ديگرى مىخوانيم كه" محمد بن حنفيه" از" امير مؤمنان" على ع در باره" صمد" سؤال كرد حضرت ع فرمود:
تاويل صمد آن است كه او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبيه دارد، و نه صورت و نه تمثال نه حد و حدود، نه محل و نه مكان، نه" كيف" و نه" اين" نه اينجا و نه آنجا، نه پر است و نه خالى، نه ايستاده است و نه نشسته، نه سكون دارد و نه حركت، نه ظلمانى است نه نورانى، نه روحانى است و نه نفسانى، و در عين حال هيچ محلى از او خالى نيست، و هيچ مكانى گنجايش او را ندارد، نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانى خطور كرده، و نه بو براى او موجود است، همه اينها از ذات پاكش منتفى است" [٢] اين حديث به خوبى نشان مىدهد كه" صمد" مفهوم بسيار جامع و وسيعى دارد كه هر گونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفى مىكند، چرا كه
[١]" مجمع البيان" جلد ١٠ صفحه ٥٦٥.
[٢]" بحار الانوار" جلد ٣ صفحه ٢٣٠ حديث ٢١.