تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - تفسير اين است آئين جاويدان
جمعى از مفسران اعتقاد ديگرى در تفسير اين آيات دارند، و آن اينكه:
منظور اين است كه آنها واقعا نه بر حسب ادعا از آئين خود دست بر نمىداشتند و منفك و جدا نمىشدند، تا دليل روشنى به سراغشان آيد.
ولى مفهوم اين سخن آن است كه بعد از آمدن چنين دليل روشنى ايمان آوردند، در حالى كه آيات بعد نشان مىدهد اين مطلب چنين نبود، مگر اينكه گفته شود منظور ايمان آوردن گروهى از آنها است هر چند در اقليت باشند، و به اصطلاح از قبيل" موجبه جزئيه" است ولى به هر حال اين تفسير بعيد به نظر مىرسد، و شايد به همين دليل" فخر رازى" در تفسير خود آيه نخست را از پيچيدهترين آيات قرآن مىشمرد كه در تضاد با آيات بعد است، و بعد براى حل مشكل طرقى ذكر مىكند كه بهترين آن همان است كه ما در بالا آورديم.
در اينجا تفسير سومى نيز وجود دارد و آن اينكه: منظور اين است كه خداوند مشركان و اهل كتاب را به حال خود رها نمىكند، تا زمانى كه به آنان اتمام حجت نمايد، و بينهاى بفرستد، و راه را به آنان نشان دهد و لذا پيامبر اسلام ص را براى هدايت آنها فرستاد.
در حقيقت اين آيه اشاره به قاعده لطف است كه در علم كلام مطرح مىباشد كه خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد [١] به هر حال منظور از" بينه" در اينجا دليل روشن است كه مصداق آن طبق آيه دوم شخص" رسول اللَّه" است، در حالى كه قرآن مجيد را بر زبان داشت.
[١] بايد توجه داشت كه" منفكين" جمع" منفك" ممكن است اسم فاعل باشد يا اسم مفعول، بنا بر تفسير اول و دوم معنى اسم فاعلى دارد، و بنا بر تفسير سوم معنى اسم مفعولى (دقت كنيد).