تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨ - تفسير رستگارى بدون تهذيب نفس ممكن نيست
و در حقيقت مساله اصلى زندگى انسان نيز همين" تزكيه" است، كه اگر باشد سعادتمند است و الا بدبخت و بينوا.
" خاب" از ماده" خيبة" به معنى نرسيدن به مطلوب و محروم شدن و زيانكار گشتن است [١]" دساها" از ماده" دس" در اصل به معنى داخل كردن چيزى توام با كراهت است، چنان كه قرآن مجيد در باره عرب جاهلى و زنده به گور كردن دختران مىفرمايد: أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ:" آن را با كراهت و نفرت در خاك پنهان مىكند" (نحل- ٥٩) و" دسيسه" به كارهاى مخفيانه زيانبار گفته مىشود.
در تناسب اين معنى با آيه مورد بحث بيانات گوناگونى گفتهاند:
گاه گفته شده اين تعبير كنايه از فسق و گناه است، چرا كه اهل تقوى و صلاح، خود را آشكار مىسازند، در حالى كه افراد آلوده و گنهكار خود را پنهان مىدارند، چنان كه نقل شده است سخاوتمندان عرب خيمههاى خود را در نقاط مرتفع مىزدند، و شبها آتش روشن مىكردند، تا نيازمندان در طول شب و روز به سراغشان بروند، و مورد محبت آنها واقع شوند، ولى افراد بخيل و لئيم در زمينهاى پست خيمه برپا مىكردند تا كسى به سراغ آنان نيايد! و گاه گفتهاند منظور اين است كه گنهكاران خود را در لابلاى صالحان پنهان مىكنند.
يا اينكه نفس خود يا هويت انسانى خويش را در معاصى و گناه پنهان مىدارند.
[١]" مفردات" راغب و" قاموس اللغة".