تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١ - تفسير سوگند به اين شهر مقدس
همين صاحبان زندگى مرفه آشنا مىگرديم، و يا اينكه براى مدتى محدود و زمانى استثنايى است كه قانون كلى جهان را بر هم نمىزند.
ولى او بر مركب غرور سوار است، و هر كار خلاف و گناه و جرم و تجاوزى را مرتكب مىشود گويى خود را در امن و امان مىبيند، و از قلمرو مجازات الهى بر كنار تصور مىكند، هنگامى كه به قدرت مىرسد تمام احكام الهى را زير پا مىگذارد، و مطلقا خدا را بنده نيست، آيا به راستى چنين مىپندارد كه از چنگال مجازات پروردگار رهايى مىيابد، چه اشتباه بزرگى! اين احتمال نيز داده شده كه منظور ثروتمندانى هستند كه مىپنداشتند احدى توانايى ندارد ثروت آنها را بگيرد.
و نيز گفته شده منظور كسانى هستند كه معتقد بودند احدى آنها را در برابر اعمالشان بازخواست نمىكنند.
ولى آيه مفهوم جامعى دارد كه ممكن است همه اين تفسيرها را شامل شود.
بعضى گفتهاند: آيه فوق اشاره به مردى از قبيله" جمح" كه" ابو الاسد" ناميده مىشد، او بقدرى نيرومند بود كه روى يك قطعه چرم مىنشست ده نفر مىخواستند آن را از زير پاى او بكشند نمىتوانستند، چرم پاره پاره مىشد و او
[١]" ان" در اين جمله" مخففه از مثقله" است، و در تقدير" انه لن يقدر عليه احد" مىباشد.