تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦ - تفسير سوگند به جهادگران بيدار!
دشمن را از هم شكافته و به قلب آنها هجوم بردند، و جمعيت آنها را از هم متلاشى كردند، و اين نتيجه همان سرعت عمل و بيدارى و آمادگى و شهامت و شجاعت است.
و يا اشاره به ورود حاجيان از" مشعر" به قلب" منى" است.
بعضى نيز گفتهاند: منظور، قرار دادن دشمن در حلقه محاصره است، ولى اين تفسير، در صورتى صحيح است كه جمله" فوسطن" با تشديد سين خوانده شود در حالى كه قرائت مشهور چنين نيست، بنا بر اين صحيح همان معنى اول است.
رويهمرفته در يك جمعبندى نهايى به اينجا مىرسيم كه سوگند به اسبهايى ياد شده كه نخست با سرعت، نفسزنان به سوى ميدان جهاد پيش مىروند، و سپس سرعت آنها بيشتر مىشود، آن چنان كه از ضربات سم آنها بر سنگها جرقههايى برمىخيزد و تاريكى شب را مىشكافد، و در مرحله بعد كه به نزديكى منطقه دشمن مىرسند، آنها را غافلگير ساخته، و هنگام روشن شدن هوا بر آنها هجوم مىبرند، آن چنان هجومى- كه گرد و غبار را در فضا پراكنده مىكند و سرانجام به قلب جمعيت دشمن وارد شده، صفوف آنها را از هم متلاشى مىكنند.
سوگند به اين اسبهاى پر قدرت! سوگند به اين سواران شجاع! سوگند به نفسهاى مركبهاى مجاهدان! سوگند به آن جرقههاى آتشين كه از سم آنها برمىخيزد! سوگند به آن هجوم غافلگيرانهشان! سوگند به آن ذرات گرد و غبارى كه در فضا پخش مىكنند!.
و سرانجام سوگند به ورودشان در قلب صفوف دشمن و متلاشى كردن آنها