تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - تفسير سوگند به جهادگران بيدار!
و پيروزى درخشانشان! گر چه تمام آنچه گفته شده در معنى اين سوگندها نيامده، ولى در دلالت ضمنى كلام همه اينها جمع است.
و از اينجا روشن مىشود كه جهاد آن چنان عظمتى دارد كه حتى نفسهاى اسبهاى مجاهدين شايسته سوگند است، و همچنين جرقههاى ناشى از برخورد سمشان به سنگها، و همچنين گرد و غبارى كه در فضا پخش مىكنند، آرى گرد و غبار صحنه جهاد هم پر ارزش و با عظمت است.
بعضى گفتهاند منظور از اين سوگندها احتمالا نفوسى است كه مىتوانند كمالات خود را به ديگران منتقل سازند، و جرقههاى دانش را با افكار خود ظاهر كنند، و بر هوا و هوس هجوم برند. و شوق الهى را در خود و ديگران پراكنده كنند، و سرانجام در قلب ساكنان عليين جاى گيرند [١] ولى پيدا است كه اينها را نمىتوان به عنوان تفسير آيات فوق پذيرفت، بلكه اينها تشبيهاتى است كه به تناسب تفسير آيه به ذهن مىرسد.
همان انسان تربيت نايافته، همان انسانى كه انوار معارف الهى و تعليمات انبيا بر قلبش نتافته، و بالآخره همان انسانى كه خود را تسليم غرائز و شهوات سركش نموده است او مسلما" ناسپاس" و" بخيل" است.
" كنود" به زمينى مىگويند كه چيزى از آن نمىرويد، و به انسان
[١] تفسير بيضاوى صفحه ٤٦٥.