تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - تفسير به شكرانه اين همه نعمت كه خدا به تو داده
بعد به ذكر نعمت دوم پرداخته مىفرمايد" و تو را گمشده يافت و هدايت كرد" (وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى).
آرى تو هرگز از نبوت و رسالت آگاه نبودى، و ما اين نور را در قلب تو افكنديم كه به وسيله آن انسانها را هدايت كنى چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد:
ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا:" تو نه كتاب را مىدانستى و نه ايمان را (از محتواى قرآن و اسلام قبل از نزول وحى آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به وسيله آن هر كس از بندگانمان را بخواهيم هدايت مىكنيم" (شورى- ٥٢).
روشن است كه پيامبر ص قبل از رسيدن به مقام نبوت و رسالت فاقد اين فيض الهى بود، خداوند دست او را گرفت و هدايت فرمود، و به اين مقام نشاند، چنان كه در آيه ٣ سوره يوسف مىخوانيم: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ:
" ما بهترين داستانها را براى تو از طريق وحى اين قرآن بازگو كرديم، هر چند پيش از آن از غافلان بودى".
مسلما اگر هدايت الهى و امدادهاى غيبى دست پيامبر ص را نمىگرفت.
او هرگز به سر منزل مقصود راه نمىيافت.
بنا بر اين منظور از" ضلالت" در اينجا نفى ايمان و توحيد و پاكى و تقوى نيست، بلكه به قرينه آياتى كه در بالا به آن اشاره شد نفى آگاهى از اسرار نبوت، و قوانين اسلام، و عدم آشنايى با اين حقايق بود، همانگونه كه بسيارى از مفسران گفتهاند، ولى بعد از بعثت به كمك پروردگار بر همه اين امور واقف شد و هدايت يافت (دقت كنيد).
در آيه ٢٨٢ سوره بقره به هنگام ذكر فلسفه تعدد گواهان در مساله نوشتن سند وامها، مىفرمايد: أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى: