تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - نكته راه حل روشن براى مساله" جبر و اختيار"
٥- براى بالا بردن سطح اخلاق جامعه همه دانشمندان بدون استثنا تلاش دارند.
٦- انسان از خطاهاى خود توبه مىكند، با قبول اصل جبر توبه معنى ندارد.
٧- انسان بر كوتاهىهايى كه كرده حسرت مىخورد، چرا؟
٨- در تمام دنيا بدكاران و مجرمان را محاكمه مىكنند و آنها را تحت بازپرسى شديد قرار مىدهند، كارى كه از اختيار بيرون است بازپرسى و محاكمه ندارد.
٩- در همه دنيا و ميان تمام اقوام اعم از خداپرستان و ماديين براى مجرمان مجازات قائلند، مجازات بر كارى كه مجبور بوده؟! ١٠- حتى طرفداران مكتب جبر هنگامى كه كسى به منافع و حيثيت آنها تجاوز كند فرياد مىكشند و او را مقصر مىشمارند و به دادگاه مىكشانند! خلاصه اگر راستى انسان از خود اختيارى ندارد، پشيمانى چه معنى دارد؟
ملامت و سرزنش براى چيست؟ آيا مىشود كسى را كه دستش بىاختيار مرتعش و لرزان است ملامت كرد؟
چرا نيكوكاران را مدح و تشويق مىكنند، مگر از خود اختيارى داشتهاند كه با تشويق به كار نيك ادامه دهند؟
اصولا با پذيرش تاثير تعليم و تربيت جبر مفهوم خود را از دست خواهد داد و از اين گذشته مسائل اخلاقى بدون قبول آزادى اراده ابدا مفهومى ندارد.
اگر ما در كارها مجبوريم توبه يعنى چه؟ حسرت خوردن چرا؟ محاكمه شخص مجبور از ظالمانهترين كارها است، و مجازات او از محاكمهاش بدتر.
همه اينها نشان مىدهد كه اصل آزادى اراده، فطرى همه انسانها و موافق