تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - تفسير آن روز آنها مؤمنان را مسخره مىكردند، اما امروز
(هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ) [١] اين سخن خواه از ناحيه خداوند باشد، يا فرشتگان، و يا مؤمنان، نوعى طعن و استهزا نسبت به افكار و ادعاهاى اين مغروران مستكبر است كه انتظار داشتند در مقابل اعمال زشتشان جايزه و پاداشى هم از خداوند دريافت دارند، و در برابر اين پندار غلط و خيال خام مىفرمايد:" آيا آنها پاداش اعمالشان را گرفتند"؟
بسيارى از مفسران اين جمله را يك" جمله مستقل" دانستهاند، در حالى كه بعضى معتقدند دنباله آيه قبل است، يعنى مؤمنان بر تختهاى مزين نشستهاند و نگاه مىكنند بهبينند آيا كفار پاداش اعمال خلافشان را گرفتند؟ آرى اگر آنها پاداشى بگيرند بايد از شيطان بگيرند، آيا آن بينواى گرفتار مىتواند به آنها پاداشى دهد؟!" ثوب" از ماده" ثوب" (بر وزن جوف) در اصل به معنى بازگشتن چيزى به حالت نخستين است، و" ثواب" به پاداشى گفته مىشود كه به انسان در مقابل اعمالش مىدهند چرا كه نتيجه اعمالش به او برمىگردد، اين واژه هم در جزاى نيك و هم بد به كار مىرود، هر چند غالبا در مورد خير استعمال مىشود [٢] و لذا آيه فوق دلالت بر نوعى طعن نسبت به كفار دارد، و بايد چنين باشد چرا كه آنها همواره مؤمنان و آيات خدا را به باد استهزا مىگرفتند و بايد در آن روز نتيجه استهزاهايشان را ببينند.
[١] استفهام در اين آيه" استفهام تقريرى" است.
[٢]" مفردات" راغب ماده" ثوب".