تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - تفسير انسان بايد به غذاى خود بنگرد!
انواع ميوههاى بهشتى بوده باشد.
" غلب" (بر وزن قفل) جمع" اغلب" و" غلباء" به معنى گردن كلفت است، و در اصل از ماده غلبه گرفته شده، و در اينجا به معنى درختان بلند و تنومند است.
" اب" (با تشديد باء) به معنى گياهان خودرو و چراگاهى است كه آماده چريدن حيوانات و يا چيدن گياهان باشد، و در اصل معنى" آمادگى" را مىبخشد، و از آنجا كه اينگونه چراگاهها آماده بهرهبردارى است به آن" اب" گفته شده.
بعضى نيز گفتهاند منظور از" اب" ميوههايى است كه قابل خشك كردن و ذخيره نمودن براى زمستان است، به مناسبت اينكه هميشه آماده بهرهبردارى است.
بسيارى از مفسران اهل سنت و شيعه در ذيل اين آيه نقل كردهاند كه روزى عمر بر منبر بود و اين آيات را تلاوت كرد، سپس گفت: همه اينها را ما مىشناسيم اما" اب" چيست؟ نمىدانم، سپس عصائى را كه در دست داشت رها كرد و گفت: به خدا سوگند كه اين يك نوع تكلف است، چه اشكالى دارد معنى" اب" را ندانى! شما از چيزى از كتاب اللَّه پيروى كنيد كه براى شما تبيين شده، و به آن عمل نمائيد و آنچه را نمىدانيد و نمىفهميد موكول به پروردگار كنيد! [١] اين نشان مىدهد كه او مفهوم كلمه" اب" را چيز پيچيدهاى مىدانست، در حالى كه با مراجعه به متون لغت روشن مىشود كه مطلب پيچيدهاى نيست.
و عجب اينكه در" در المنثور" آمده است كه همين سؤال را از" ابو بكر"
[١] تفسير" روح المعانى"،" قرطبى"،" فى ظلال القرآن"،" در المنثور" و" الميزان" ذيل آيات مورد بحث.