تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
تطبيق است نه شان نزول، همانگونه كه در باره امام حسين نيز در آغاز سوره خوانديم.
جالب اينكه در روايتى كه در كافى از امام صادق ع نقل شده مىخوانيم:
كه يكى از يارانش پرسيد آيا ممكن است مؤمن از قبض روحش ناراضى باشد؟! فرمود: نه به خدا سوگند، هنگامى كه فرشته مرگ براى قبض روحش مىآيد اظهار ناراحتى مىكند، فرشته مرگ مىگويد: اى ولى خدا ناراحت نباش! سوگند به آن كس كه محمد ص را مبعوث كرده من بر تو مهربانترم از پدر مهربان، درست چشمهايت را بگشا و ببين، او نگاه مىكند، رسول خدا ص و امير مؤمنان ع و فاطمه ع و حسن ع و حسين ع و امامان از ذريه او ع را مىبيند، فرشته به او مىگويد نگاه كن اين رسول خدا و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين و امامان ع دوستان تواند.
او چشمانش را باز مىكند و نگاه مىكند، ناگهان گويندهاى از سوى پروردگار بزرگ ندا مىدهد، و مىگويد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ:" اى كسى كه به محمد و خاندانش اطمينان داشتى! بازگرد به سوى پروردگارت، در حالى كه تو به ولايت آنها راضى هستى، و او با ثوابش از تو خشنود است، داخل شو در ميان بندگانم يعنى محمد و اهل بيتش ع و داخل شو در بهشتم، در اين هنگام چيزى براى انسان محبوبتر از آن نيست كه هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به اين منادى بپيوندد"! [١] خداوندا! ما را به چنان آرامشى مفتخر فرما كه شايسته اين خطاب بزرگ شويم.
[١]" كافى" جلد ٣ باب ان المؤمن لا يكره على قبض روحه حديث ٢.