تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣ - تفسير دائما دگرگون مىشويد!
(وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ).
" لا" در جمله" فَلا أُقْسِمُ" همانگونه كه سابقا هم اشاره كردهايم" زائده" و براى تاكيد است، هر چند بعضى احتمال دادهاند كه براى" نفى" باشد، يعنى سوگند ياد نمىكنم، به خاطر اينكه مطلب عيان است و حاجتى به سوگند ندارد، و يا اينكه مطلب بقدرى مهم است كه درخور اين سوگندها نيست، و يا اينكه اين امورى كه به آن سوگند ياد شده است آن قدر اهميت دارد كه سزاوار است به آن قسم ياد نشود.
ولى معنى اول (زائده و تاكيد بودن) از همه مناسبتر است.
" شفق" به گفته" راغب" در" مفردات" آميخته شدن روشنايى روز به تاريكى شب است، و لذا واژه" اشفاق" به معنى توجه و عنايت آميخته با ترس به كار مىرود، فى المثل هر گاه انسان نسبت به كسى علاقه داشته باشد و در عين حال از حوادثى در باره او بيمناك گردد به اين حالت" اشفاق" گويد و آن شخص را" مشفق".
ولى فخر رازى معتقد است كه واژه" شفق" در اصل به معنى" رقت" و" نازكى" است، و لذا به لباس بسيار نازك" شفق" مىگويند و حالت" شفقت" به همان حالت رقت قلب اطلاق مىشود (ولى گفته راغب صحيحتر به نظر مىرسد).
به هر حال منظور از" شفق" در اينجا همان روشنى آميخته با تاريكى در آغاز شب است، و از آنجا كه در آغاز شب نخست سرخى كمرنگى در افق مغرب پيدا مىشود، و بعد جاى خود را به سفيدى مىدهد، اختلاف شده است