تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - ١- ايمان به غيب
اولى نمىتواند از حق و عدالت و خير خواهى و كمك به ديگران صرف نظر كند، و دومى دليلى براى هيچگونه از اين امور نمىبيند، مگر آنچه در زندگى مادى او براى امروز يا فردا اثر داشته باشد، به همين دليل در دنياى مؤمنان راستين برادرى است و تفاهم، پاكى است و تعاون، در حالى كه در دنيايى كه ماديگرى بر آن حكومت مىكند، استعمار است و استثمار، و خونريزى است و غارت و چپاول، و اگر مىبينيم قرآن نقطه شروع تقوى را در آيات فوق، ايمان به غيب دانسته دليلش همين است.
در اينكه آيا ايمان به غيب در اينجا تنها اشاره به ايمان به ذات پاك پروردگار است، و يا غيب در اينجا مفهوم وسيعى دارد كه عالم وحى و رستاخيز و جهان فرشتگان و به طور كلى آنچه ما وراى حس است شامل مىشود، در ميان مفسران بحث است.
از آنچه در بالا گفتيم كه ايمان به جهان ما وراء حس، نخستين نقطه جدايى مؤمنان از كافران است روشن مىشود كه غيب در اينجا داراى همان مفهوم وسيع كلمه مىباشد، به علاوه تعبير آيه مطلق است، و هيچگونه قيدى در آن وجود ندارد كه به معنى خاصى محدودش كنيم.
و اگر مىبينيم در بعضى از روايات اهل بيت ع [١] غيب در آيه فوق تفسير به" امام غائب حضرت مهدى سلام اللَّه عليه" شده كه به عقيده ما هم اكنون زنده است و از ديدهها پنهان مىباشد، منافاتى با آنچه در بالا گفتيم ندارد، چرا كه رواياتى كه در تفسير آيات وارد شده و نمونههاى فراوانى از آن را بعدا ملاحظه خواهيد كرد غالبا مصداقهاى خاصى را بيان مىكند، بى آنكه به آن مصداق محدود باشد، روايات فوق در حقيقت مىخواهد وسعت معنى ايمان به غيب و شمول آن را حتى نسبت به امام غائب ع مجسم كند، حتى مىتوان گفت ايمان به غيب
[١] نور الثقلين جلد اول صفحه ٣١.