تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٦ - ١- فلسفه تحريم گوشتهاى حرام
سفيد از بين مىروند و به همين دليل ميكربها كه ميدان را خالى از حريف مىبينند به سرعت زاد و ولد كرده گسترش مىيابند، بنا بر اين اگر گفته شود خون به هنگامى كه از جريان مىافتد آلودهترين اجزاى بدن انسان و حيوان است گزاف گفته نشده.
از سوى ديگر امروز در علم غذاشناسى ثابت شده كه غذاها از طريق تاثير در غدهها و ايجاد هورمونها در روحيات و اخلاق انسان اثر مىگذارند، از قديم نيز تاثير خونخوارى در قساوت و سنگدلى به تجربه رسيده، و حتى ضرب المثل شده است، و لذا در حديثى مىخوانيم:" آنها كه خون مىخورند آن چنان سنگدل مىشوند كه حتى ممكن است دست به قتل پدر و مادر و فرزند خود بزنند"! [١] سومين چيزى كه در آيه تحريم شده خوردن گوشت" خوك" است (وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ).
خوك حتى نزد اروپائيان كه بيشتر گوشت آن را مىخورند سمبل بىغيرتى است، و حيوانى است كثيف، خوك در امور جنسى فوق العاده بىتفاوت و لا ابالى است و علاوه بر تاثير غذا در روحيات كه از نظر علم ثابت است، تاثير اين غذا در خصوص لااباليگرى در مسائل جنسى مشهود است.
در شريعت حضرت موسى ع حرمت گوشت خوك نيز اعلام شده است، و در اناجيل گناهكاران به خوك تشبيه شدهاند، و در ضمن داستانها مظهر شيطان خوك معرفى شده است.
جاى تعجب است كه بعضى با چشم خود مىبينند از يك سو خوراك خوك نوعا از كثافات و گاهى از فضولات خودش است و از سوى ديگر براى همه روشن شده كه گوشت اين حيوان پليد داراى دو نوع انگل خطرناك بنام كرم" تريشين" و يك نوع" كرمكدو" است باز هم در استفاده از گوشت آن اصرار مىورزند.
[١] وسائل الشيعه جلد ١٦ صفحه ٣١٠.