تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٨ - تفسير تنها از خدا بترس
كه اينها به هيچ صراطى مستقيم نيستند، اگر به سوى بيت المقدس نماز بخوانيد مىگويند اين قبله يهود است و شما دنباله رو ديگرانيد، و اگر به سوى كعبه باز گرديد مىگويند شما ثبات و بقايى نداريد، بقيه آئين شما نيز به زودى دستخوش دگرگونى خواهد شد! اين بهانهجويان به حق شايسته نام ستمگر و ظالمند، چرا كه هم بر خود ستم مىكنند و هم بر مردم كه سد راه هدايت آنها مىشوند.
٢- از آنجا كه عنوان كردن اين گروه لجوج را با نام" ستمگر" ممكن بود در بعضى توليد وحشت كند مىگويد:" از آنها هرگز نترسيد، و تنها از من بترسيد" (فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِي).
اين يكى از اصول كلى و اساسى تربيت توحيدى اسلامى است كه از هيچ چيزى و هيچ كس جز خدا نبايد ترس داشت، تنها ترس از خدا (يا صحيحتر ترس از نافرمانى او) شعار هر مسلمان با ايمان است، كه اگر اين اصل بر روح و جان آنها پرتوافكن شود، هرگز شكست نخواهند خورد.
اما مسلمان نماهايى كه به عكس دستور بالا، گاه از" شرق" مىترسند و گاه از قدرت" غرب" گاه از" منافقين داخلى" و گاه از" دشمنان خارجى" خلاصه از همه چيز و همه كس جز خدا وحشت دارند آنها هميشه زبون و حقير و شكستخوردهاند.
٣- تكميل نعمت خداوند به عنوان آخرين هدف براى تغيير قبله ذكر شده، مىفرمايد" اين به خاطر آن بود كه شما را تكامل بخشم و از قيد تعصب برهانم" و نعمت خود را بر شما تمام كنم تا هدايت شويد" (وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ).
در حقيقت تغيير قبله يك نوع تربيت و تكامل و نعمت براى مسلمانان بود تا با انضباط اسلامى آشنا شوند و از تقليد و تعصب برهند، زيرا همانگونه كه گفتيم