تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - تفسير تعصبهاى نژادى يهود
در گذشته ايمان نياورديد؟ پس چرا آنها را كشتيد اگر راست مىگوئيد و ايمان داريد"؟! (قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ).
اگر به راستى آنها به تورات ايمان داشتند، توراتى كه قتل نفس را گناه بزرگى مىشمرد نمىبايست پيامبران بزرگ خدا را به قتل برسانند.
از اين گذشته اصولا اين سخن كه ما تنها به دستوراتى ايمان مىآوريم كه بر ما نازل شده باشد، انحراف روشنى از اصول توحيد و مبارزه با شرك است، اين يك نوع خود خواهى و خود پرستى است، چه در شكل شخصى باشد يا در شكل نژادى.
توحيد آمده است كه اين گونه خوهاى زشت را از وجود انسان ريشه كن سازد، تا انسانها دستورات خدا را فقط به خاطر اينكه از ناحيه خدا است بپذيرند.
به عبارت ديگر اگر پذيرش دستورات الهى مشروط به اين باشد كه بر خود ما نازل گردد اين در حقيقت شرك است نه ايمان، و كفر است نه اسلام، و قبول چنين دستوراتى هرگز دليل ايمان نخواهد بود.
جالب اينكه در آيه فوق مىگويد:" هنگامى كه به آنها گفته شود به آنچه خدا نازل كرده ايمان بياوريد ..." كه در اين عبارت نه محمد ص مطرح است و نه موسى و عيسى ع بلكه صرفا" ما انزل اللَّه".
اگر شما راست مىگوئيد و به پيامبر خودتان ايمان داريد پس اين گوساله