تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - تفسير امت وسط
ميانه قرار داديم (وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً).
امتى كه از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه كندرو و نه تندرو، نه در حد افراط و نه تفريط، الگو و نمونه.
اما چرا قبله مسلمانان، قبله ميانه است زيرا مسيحيان تقريبا به سمت مشرق مىايستادند به خاطر اينكه بيشتر ملل مسيحى در كشورهاى عربى زندگى مىكردند و براى ايستادن به سوى محل تولد عيسى كه در بيت المقدس بود ناچار بودند به سمت مشرق بايستند و به اين ترتيب جهت مشرق قبله آنان محسوب مىشد ولى يهود كه بيشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر مىبردند رو به سوى بيت المقدس كه براى آنان تقريبا در سمت غرب بود مىايستادند، و به اين ترتيب نقطه غرب قبله آنان بود.
اما" كعبه" كه نسبت به مسلمانان آن روز (مسلمانان مدينه) در سمت جنوب و ميان مشرق و مغرب قرار داشت يك خط ميانه محسوب مىشد.
در حقيقت تمام اين مطالب را مىتوان از جمله" و كذلك" استفاده كرد هر چند در تفسير اين جمله مفسران احتمالات ديگرى دادهاند كه قابل بحث و ايراد است.
به هر حال گويا قرآن مىخواهد رابطهاى ميان همه برنامههاى اسلامى ذكر كند و آن اينكه نه تنها قبله مسلمانان يك قبله ميانه است كه تمام برنامههايشان اين ويژگى را دارا است.
سپس اضافه مىكند:" هدف اين بود كه شما گواه بر مردم باشيد و پيامبر هم گواه بر شما باشد" (لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً).
تعبير به" گواه بودن" امت اسلامى بر مردم جهان، و همچنين" گواه بودن" پيامبر ص نسبت به مسلمانان، ممكن است اشاره به اسوه و الگو بودن، بوده باشد، چرا كه گواهان و شاهدان را هميشه از ميان افراد نمونه انتخاب مىكنند.